نقد کوتاه (37) - f
![]()

سریال انیمه
انتقامجویان توکیو
فصل اول
.
Tokyo Revenger
(2021) :
سریال انیمه 24 قسمتی (فصل اول) استودیو لیدن فیلمز ژاپن که پخش فصل دوم آن برای سال 2023 پیشبینی شده ، براساس مجموعه مانگایی نوشته کن واکویی ، داستانی جذاب و درگیر کننده دارد ؛ تاکی می چی جوان 26 ساله سر به زیر و تو سری خوری است که از طریق اخبار مطلع می شود دوست دختر دوران دبیرستانش در جریان یک حادثه تروریستی کشته شده . کمی بعد در ایستگاه به شکل مرموزی به جلوی قطار در حال حرکت پرتاب می شود و ناگهان خود را در سن 14 سالگی و دوره دبیرستان می یابد ، تاکی می چی آن زمان پسر شر و اهل دعوایی بوده که البته مرتب از بچه های بزرگتر کتک می خورد . او در حین این تجربه با نائوتو برادر کوچکتر هیناتا ملاقات و او را در جریان اتفاقی که در آینده رخ خواهد داد می گذارد و زمانی که با او دست می دهد به زمان حال باز می گردد و با نائوتو بزرگسال مواجه می شود که افسر پلیس شده اما نتوانسته جلوی مرگ خواهرش را بگیرد . آنها فکر می کنند توطئه قتل هیناتا زیر سر یک گروه گنگستری معروف به توکیو مانجی است بنابراین نقشه می کشند که تاکی می چی دوباره به گذشته برگردد و مایکی ، رهبر و موسس جوان توکیو مانجی را یافته و جلوی اقدامات او را بگیرد ، اما وقتی تاکی می چی 14 ساله با مایکی مواجه می شود آنها به سرعت به دوستانی صمیمی تبدیل می شوند و تاکی می چی متوجه می شود اقدامات شرورانه توکیو مانجی در زمان آینده نمی تواند کار مایکی باشد پس ... همانطور که گفتم نقطه قوت و جذابیت اصلی انیمه " انتقامجویان توکیو " به داستان پیچیده و درگیر کننده آن بر می گردد . تاکی می چی هر بار که به خود گذشته اش بر می گردد ماموریتی دارد که جلوی یک اتفاق یا درگیری را بگیرد و ظاهراً هر بار موفق می شود اما وقتی دوباره به خود آینده اش بر می گردد اوضاع بدتر می شود تا در نهایت می فهمد که چه کسی پشت تمام این شرارت هاست . شخصیت پردازی ها نسبتاً خوب هستند اما کامل نیستند و بزرگترین نقطه ضعف سریال این است که ما هیچ ملاقاتی با والدین پسرها نمی کنیم! با اینکه در یک قسمت تاکی می چی در خانه حضور دارد اثری از والدینش نمی بینیم! در مورد مایکی هم تنها چیزی که می دانیم این است که برادر بزرگترش چند سال قبل توسط یکی از دوستان خودش اتفاقی کشته شده . دراکن هم که اصلاً والدین مشخصی ندارد و در یک فاحشه خانه بزرگ شده! در مورد بقیه بچه ها هم همین وضع است و فقط والدین هیناتا و نائوتو در سریال حضوری مختصر دارند . اصلاً انگار این بچه ها مثل علف هرز بار آمده اند و والدین و حتی مسئولان مدرسه و معلمان هیچ نقشی در زندگی آنها ندارند و شاید هم برای همین به شرارت و تبهکاری رو آورده اند! شاید اصلاً هدف نویسنده و سازندگان انیمه این بوده که به شکلی معکوس نشان دهند عدم حضور و نظارت والدین و کلاً بزرگترها می تواند چه آثار تربیتی مخربی داشته باشد ، اما به نظر بنده که چنین پیامی اگر واقعاً هم وجود داشته کاملاً در جذابیت های داستانی آن گم شده است!
(تماشای این سریال به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و صحنه های غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال اکیداً توصیه نمی شود)
***

مرد عنکبوتی : راهی به خانه نیست
.Spider Man : No Way Home
(2021) :
هرچقدر که فیلم های جنبی مرد عنکبوتی ، که مستقلاً و بدون دخالت دیزنی توسط سونی تولید می شوند آثاری ضعیف و غیر قابل دفاع هستند ، خود فیلم های سری جدید مرد عنکبوتی که پیوندی تنگاتنگ با جهان سینمایی انتقامجویان دیزنی دارند ، جذاب و مورد توجه می باشند! تازه اگر می شد دو فیلم قبلی این سری را به عنوان فیلم هایی مستقل از مجموعه انتقامجویان در نظر گرفت ، راهی به خانه نیست دیگر رسماً شکل دهنده مسیر فیلم های آینده مجموعه دیزنی است! از طرف دیگر ، بخشی از جذابیت های راهی به خانه نیست به پیوند خوردن این فیلم با دو مجموعه قبلی مرد عنکبوتی (سه فیلم سم ریمی و دو فیلم مارک وب) بر می گردد و سازندگان با ایجاد این فرض داستانی که مجموعه های قبلی مرد عنکبوتی در واقع جهان هایی موازی با جهان مرد عنکبوتی فعلی بوده اند ، همه چیز را با هم جفت جور می کنند . در پایان فیلم قبلی (دور از خانه) دیدیم که هویت پیتر پارکر به عنوان مرد عنکبوتی لو می رود! راهی به خانه نیست دقیقاً از همینجا آغاز می شود ؛ پیتر (تام هالند) ، مری جین (زندایا) ، ند (جیکوب باتلون) و زن عمو می (ماریسا تومی) بخاطر لو رفتن پیتر بدجور به دردسر افتاده اند و در حال فرار از دست پلیس ، رسانه ها و مردم هستند . پیتر تصمیم می گیرد پیش دکتر استرنج (بندیکت کمبریج) برود و از او بخواهد وردی بخواند که اوضاع را درست کند . جادوگر به او هشدار می دهد که این کار بسیار خطرناک است اما در نهایت قبول می کند اما حین اجرای جادو مشکلی پیش می آید و بعداً مشخص می شود مرد عنکبوتی ها و دشمنانشان از دو جهان موازی دیگر به دنیای پیتر کشیده شده اند ، دشمنانی که برخی قصد کمک کردن دارند اما برخی دنبال سواستفاده از موقعیت هستند ... سومین فیلم سری ساخته جان ویتز ، همه چیز دارد! یعنی مطلقاً همه چیز دارد! یکی از معدود ایراداتی که به دو فیلم قبلی گرفته می شد این بود که زیادی شوخ و شاد است و مثل سری های قبلی لایه های تراژیک و احساسی چندانی ندارد ، خب ، در این فیلم این ایراد بنی اسرائیلی هم بر طرف شده و در کنار شوخی ها و مزه پرانی های مطابق روال دو فیلم قبلی ، در اینجا شاهد وقوع اتفاقات تلخ و احساسی هم هستیم! البته احتمالاً زیادی شلوغ و آشفته و پر کاراکتر بودن فیلم منتقدانی دارد اما این منتقدان باید " دکتر استرنج در جهان های موازی " را ببینند تا معنی آشفتگی را به معنای واقعی کلمه درک کنند!
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)
***

کوچه کابوس
.
Nightmare Alley
(2021) :
فیلم ساخته گیرمودل تورو دومین اقتباس سینمایی از رمان معروف ویلیام لیندزی گریشام (منتشر شده در سال 1946 ، که اولین اقتباس سینمایی از آن در سال 1947 توسط ادموند گلدینگ چندان در یادها نمانده) ، غیر منتظره ترین نام در جمع نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم سال بود ، و هر چند از نظر هنر فیلمسازی چیزی کم و کسر ندارد ، مشکل اصلی در همان داستان کابوس وار و نچسبش است که امکان هیچگونه همراهی و همدلی با کاراکترها به مخاطب نمی دهد! استنتون (بردلی کوپر) مرد مرموز و کم حرفی است که به دنبال مامنی برای زندگی و کار وارد یک سیرک می شود و به هر شکل ممکن سعی می کند ترفندهای شعبده بازی و ذهن خوانی را یاد بگیرد حتی اگر در این راه به دیگران آسیب بزند ... فیلم عملاً دو پاره است! در بخش اول شاهد حضور استنتون در سیرک و روابطش با دو زن هستیم که از هر دو برای رسیدن به خواسته های شخصی اش سواستفاده می کند ، و در بخش دوم که استنتون در شهر تبدیل به یک استاد ذهن خوانی معروف (اما در واقع شیاد) شده با زن دیگری وارد رابطه می شود که در نهایت معلوم می شود از خودش زرنگ تر و حقه بازتر است ... نمی دانم فیلم دل تورو تا چه حد به منبع اصلی وفادار بوده یا کپی نعل به نعلی از فیلم قدیمی است یا نه؟ اما در مورد خود فیلم می توانم بگویم ملقمه ایی است از دو چیز ؛ یکی ضرب المثل " چیزی که عوض دارد گله ندارد " ، و دیگری تاریک ترین و سیاه ترین ایده های زیگموند فرویدی درباره روانشناسی انسان! و خودتان می دانید که چقدر از اینطور فیلم ها بدم می آید! منتها نحوه پرداخت دل تورو در کوچه کابوس به این مسئله با " شکل آب " خودش یا " قدرت سگ " جین کمپیون ، فرق می کند ، در اینجا کارگردان توانسته به عمق بیشتری نسبت به عقده های جنسی سطحی دو فیلم یاد شده دست پیدا کند و همین هم تماشای کوچه کابوس را برایم قابل تحمل می کند!
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن ، ترسناک و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)
***

سقوط ماه .
.
Moonfall
(2022) :
هیچ کارگردانی در تاریخ سینما به اندازه رولند امریچ انسان ها را در فیلم هایش به کام مرگ نکشانده است! بعد از فیلم ناموفق میدوی (2019) ، " سقوط ماه " بازگشت امریچ به ریشه هایش به حساب می آید ، ریشه هایی که با روز استقلال (1996) ، گودزیلا (1998) ، روزی پس از فردا (2004) و 2012 (2009) شناخته می شوند! هرچند سقوط ماه به خوبی موارد اول ، سوم و چهارم نیست اما دست کم از آخرین فیلم فاجعه ایی-تخیلی امریچ یعنی روز استقلال : رستاخیز دوباره (2016) یک سر و گردن بالاتر است . داستان بی پایه و اساس فیلم با برایان هارپر (پاتریک ویلسون) فضانورد آغاز می شود که تنها شاهد حمله یک موجود ناشناخته به شاتل فضایی در مدار است اما هیچکس حرف او را باور نمی کند و از ناسا اخراج می شود . 10 سال بعد مقامات ناسا متوجه می شوند ماه از مدار خود خارج شده و در حال نزدیک شدن به زمین است و این مسئله بتدریج باعث بروز ناهنجاری هایی در زمین می شود و هرچه ماه به زمین نزدیک تر شود این ناهنجاری ها شدت و قدرت تخریب بیشتری پیدا می کنند تا اینکه دو کره با هم برخورد کنند . در این بین برایان با محقق جوانی (جان برادلی) آشنا می شود که اعتقاد دارد ماه یک ابرسازه عظیم ساخته شده بدست موجودات بیگانه است و از مدار خارج شدن آن نمی تواند تصادفی باشد پس ... مطمئن هستم ریدلی اسکات از تماشای این فیلم نهایت لذت را برده است چون فرض داستانی که فیلم بر پایه آن شکل گرفته تا حدود زیادی شبیه آن چیزی است که اسکات در ذهن دارد و یکی-دو بار در آثارش نشان داده! از داستان بی در و پیکر و پر از تونل های محل عبور قطارش که بگذریم ، سقوط ماه از نظر جلوه های ویژه و نمایش ویرانی های جهانی تا حدودی توانسته طرفداران فیلم های فاجعه ایی را راضی کند حتی اگر منطق علمی پشت آنها شدیداً لنگ بزند! اما مشکل اصلی فیلم در عدم جذابیت کاراکترها و بازی های بشدت ضعیف بیشتر بازیگران فیلم است! تنها کسی که توانسته تا حدودی از عهده نقشش بر بیاید جان برادلی است و کسانی که فیلم را تماشا کرده باشند بعد از آن هر وقت به آن فکر کنند اولین و احتمالاً تنها چیزی که به یاد خواهند آورد چهره و بازی برادلی خواهد بود .
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و ترسناک به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)
***

پروژه آدام
.
Adam Project
(2022) :
در سال های اخیر ریان رینولدز پای ثابت فیلم های اکشن-تخیلی یا ماجرایی بوده که به دلیل کمبود مصالح هنری به یک بازیگر بامزه احتیاج داشته اند تا فیلم را از شکست نجات دهد . و بین همه فیلم های اخیر گفته شده ، سازندگان " پروژه آدام " بیش از همه چنین نیازی را احساس کرده اند! چندمین همکاری رینولدز برای ساخت فیلم های کمپانی نتفلیکس ، و به کارگردانی شان لوی ، درباره مردی است به نام آدام (رینولدز) که از دست یک نظام خودکامه و نابودگر به رهبری مایا سوریان (کترین کینر) در آینده فرار می کند و به گذشته می آید تا هم جلوی پدرش (مارک روفالو) را برای اختراع سفر در زمان بگیرد و هم نامزدش (زویی سالدانا) را پیدا کند ، اما اشتباهی از چند سالی جلوتر و بعد از مرگ پدرش سر در می آورد و با خود 12 ساله اش روبرو می شود ... روی داستان و فیلمنامه که اصلاً حساب نکنید! تنها می ماند بازیگری و رابطه بین کاراکترها ؛ رینولدز که همان همیشگی است و در حد توقع طرفدارانش . از بین بازیگران بزرگسال نقش های فرعی فقط روفالو حضوری نسبتاً موفق دارد و در مدت زمان کوتاه در اختیارش توانسته صحنه را تا حدودی از آن خود کند . اما بازی والتر اسکوبل در نقش 12 سالگی آدام واقعاً بامزه و تماشایی است و در مزه پرانی برابر رینولدز کم نمی آورد! تا جایی که حتی در لحظات حضور لارا هم رابطه دو آدام است که مورد توجه تماشاگر قرار دارد و سالدانا کاملاً در حاشیه قرار می گیرد . از طرف دیگر توجه و تمرکز بیش از حد سازندگان روی رینولدز و اسکویل و مزه پرانی هایشان باعث شده تا سکانس های اکشن چندانی را در حد توقعی که از این فیلم می رود شاهد نباشیم و همان معدود بخش های اکشن موجود هم خیلی پر انرژی و نفسیگیر از کار در نیامده اند . در مجموع پروژه آدام فیلم زیر متوسطی است و در مقایسه با " گای آزاد " ، " اعلان قرمز " و حتی " شش زیر زمینی " اصلاً تماشاگر را راضی نمی کند .
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)
***

بتمن
.
The Batman
(2022)
کسانی که طرفدار سینه چاک سه گانه بتمن نولان باشند مطمئناً از فیلم جدید بتمن ساخته مت ریوز راضی نخواهند بود . بتمن جدید در بسیاری از ویژگی هایش نقطه مقابل بتمن های نولان را هدف گرفته است ؛ فیلمی سرد ، تاریک ، تلخ و کند ، که بتمنش (با بازی خشک و بدون انعطاف رابرت پاتینسون) بیشتر از اینکه دنبال قهرمان بازی باشد ، مثل پلیس ها سرگرم حل کردن معمایی جنایی می شود . این بتمن را بیشتر طرفداران فیلم های جنایی نوآر می پسندند یا آنهایی که بین کامیک های کاغذی بتمن شماره هایی را بیشتر دوست دارند که بتمن به تنهایی دنبال حل جنایت های پیچیده داخل گاتهام می رود ، نه آنهایی که با تبهکاران بین المللی امثال انجمن سایه ها می جنگد ، یا در کنار رابین و وردست های دیگر جنگولک بازی در می آورد! شخصیت های شرور فیلم ریدلر (پال دنو) ، کارماین فالکون (جان تورتورو) و پنگوئن (کالین فارل با گریمی بسیار سنگین) همگی از دل این کمیک ها در آمده و دقیقاً همان چیزی هستند که این دسته از مخاطبان می پسندند ، اما متحدان بتمن سلینا کایل (زویی کراویتس) ، کمیسر گوردون (جفری رایت) و آلفرد (اندی سرکیس) به این خوبی نیستند ، شاید چون سازندگان فیلم قصد داشته اند این شخصیت ها را کمی متفاوت از کامیک های اصلی در بیاورند اما در نهایت به نتیجه مطلوبی نرسیده اند . فیلم فقط در سکانس نهایی است که واقعاً جان می گیرد و برای همه طیف های مختلف مخاطبان جذاب می شود ؛ جایی که ریدلر با اینکه زندانی شده آس آخرش را رو می کند و بعد از منفجر کردن سدهای گاتهام ، طرفدارانش مردمی را که در ورزشگاه جمع شده اند به گلوله می بندند و بتمن باید جلوی آنها را بگیرد . در نهایت داستان فیلم جدید بتمن زیادی پر شاخ و برگ است مثل یک گیم اپن مپ پر از دریچه های مخفی که به مراحل پنهان ختم می شوند ، به همین دلیل از یک سو دست سازندگان برای ساخت دنباله کاملاً باز است (اتفاقی که هنوز خبری رسمی درباره اش منتشر نشده) ، و از سوی دیگر فیلم فقط برای کسانی قابل فهم است که شناختی نسبی از دنیای داستانی بتمن داشته باشند و کسانی که تاکنون هیچ چیزی درباره کامیک ها و فیلم های بتمن نشنیده و ندیده باشند (که البته تعدادشان نباید خیلی زیاد باشد) با تماشای این فیلم کاملاً سردرگم خواهند شد .
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن ، ترسناک و غیر اخلاقی ، بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)
















bamn ، همه جا bamn است!