نقد کوتاه (34) - e
![]()

مینی سریال
شاهین و سرباز زمستان
فصل اول
The Falcon and the Winter Soldier
(2021) :
کمپانی مارول تا قبل از این برخلاف سینما ، در سریال سازی از رقیبش (DC) عقب بود و تک و توک سریال های موفق این سال هایش هم چون ارتباط مستقیمی با جهان سینمایی شان نداشتند ، بین طرفداران فیلم ها محبوبیت چندانی پیدا نکردند . اما در حالی که کمپانی رقیب در حال تقویت جهان سینمایی اش و رفع نواقص آن است ، مارول در فاز جدید تمرکز و سرمایه گذاری بیشتری روی سریال سازی داشته و سریال های جدیدش هم برخلاف قبلی ها ارتباط بیشتری با جهان سینمایی اش دارند برای همین طرفداران فیلم های مارول (مثل بنده) را هم تشویق به تماشای خود نموده اند! مارولی ها امسال (2021) سه سریال مرتبط با جهان سینمایی شان رو کرده اند که اولین آنها مینی سریال " شاهین و سرباز زمستان " بود ؛ داستان دو رفیق صمیمی کاپیتان آمریکا که بعد از ماجراهای فیلم " انتقامجویان : پایان بازی " و رفتن استیو راجرز ، از یک طرف باید با فقدان او کنار بیایند و از طرف دیگر هرج و مرج ناشی از بازگشت را سر و سامان بدهند! مینی سریال 6 قسمتی خانم کاری اسکاگلند (که بعد از شکست در عرصه فیلمسازی کاملاً روی سریال سازی متمرکز شد و در سال های اخیر با همکاری در پروژه های محبوبی مثل وایکینگها ، خانه پوشالی و مردگان متحرک ، اسم و رسمی بدست آورد) ، حال و هوایی تقریباً مشابه فیلم های سه گانه کاپیتان آمریکا دارد (منتها بدون خود کاپیتان آمریکا) و سعی شده با حفظ آن فضا و اتمسفر در سریال ، طرفداران فیلم ها اگر هم خیلی اهل سریال دیدن نباشند ، احساس راحتی بیشتری بکنند . سریال چند داستان فرعی را بطور همزمان و موازی دنبال می کند که تقریباً همه آنها عالی هستند اما اصلی ترین این داستان ها در واقع ضعیف ترینشان است ؛ اینکه سم خیلی راحت گول می خورد و سپر کاپیتان آمریکا را به سیاستمداران می سپارد و بعد وقتی آن را دست قهرمان دیگری می بیند جا می خورد و از آنجا به بعد بر سر دوراهی قرار می گیرد که در نهایت نتیجه اش می شود تولد دوباره اش در نقش کاپیتان آمریکای جدید! هم خیلی ساده لوحانه و قابل حدس است و هم خیلی شعارزده . اما از این که بگذریم ، بقیه عناصر سریال عالی هستند و بهتر از همه دانیل برول در نقش زیمو است که حرف و عملش یکی است و برخلاف تصویر نچندان روشنی که از او در فیلم " کاپیتان آمریکا : جنگ داخلی " دیده بودیم ، در این سریال در قالبی بروس وین وار ظهور می کند و نشان می دهد الکی نبوده که توانسته انتقامجویان را به جان هم بیاندازد! خلاصه شاهین و سرباز زمستان نشان می دهد مارولی ها اگر بخواهند ، می توانند موفقیتشان را در سینما به قاب های کوچکتر هم گسترش دهند!
***

سریال
وانداویژن
فصل اول
WandaVision
(2021) :
وقتی بخواهید سه سریال را درباره یک جهان داستانی تقریباً بطور همزمان بسازید و با فاصله کمی از هم در اختیار مخاطبان قرار دهید دو چالش اصلی پیش رویتان قرار می گیرد ؛ اولاً سریال ها نباید حال و هوایی مشابه هم و خسته کننده داشته باشند ، دوماً باید به ترتیب پخش از نظر کیفیت و جلب رضایت مشتری روندی صعودی داشته باشند تا مخاطب را مشتاق به تماشای سریال های بعدی نگه دارند . کمپانی مارول و تیم های سازنده سه سریال اخیر در شبکه استریم آنلاین دیزنی پلاس ، توانسته اند تا حدود زیادی از پس این دو چالش بر بیایند . سریال 9 قسمتی وانداویژن ساخته مت شاکمن (که در ساخت سریال های فارگو ، بازی تاج و تخت و پسرها مشارکت داشته) شروعی مشابه یک سریال استودیویی سیتکام (کمدی موقعیت) دارد اما هرچه جلو می رود بیننده بیشتر متوجه می شود که یک جای کار می لنگد و بعد که بیننده کاملاً به این نتیجه رسید که سر کار نیست ، تازه اصل قضیه شروع می شود و متوجه می شویم چه اتفاقی افتاده که واندا و ویژن از یک سریال سیتکام 24 ساعته (مشابه فیلم " نمایش ترومن ") سر در آورده اند! این سریال هم همه چیز تمام است و فقط دو نقطه ضعف دارد ؛ اولاً شخصیت شرور آگاتا هارکنس (با بازی کاترین هان) پرداخت کامل و مناسبی ندارد و چون در بیشتر زمان سریال در حال نقش بازی کردن است و فقط در یکی-دو قسمت آخر دستش رو می شود ، در نهایت بیننده نمی تواند به شناخت کافی از او برسد . دوماً نیروهای ارتشی به کلیشه ایی ترین شکل ممکن نمایش داده شده اند ؛ احمق ، خودخواه و فقط دنبال زیاده روی در رسیدن به قدرت تا حد خراب کردن همه چیز . برای همین ماموران اف بی آی و غیر نظامیانی که با آنها همکاری می کنند هم در نهایت به کلیشه ایی ترین شکل ممکن در مقابلشان جبهه گیری می کنند و کار درست را انجام می دهند! با همه اینها همانطور که گفتم وانداویژن هم یک تجربه موفق دیگر برای مارول در سریال سازی است و بخصوص پایان احساسی و سخت آن برای واندا ، نگاه تماشاگران را به این کاراکتر در فیلم ها و سریال های بعدی بشدت تحت تاثیر قرار خواهد داد .
***

مینی سریال
لوکی
فصل اول
Loki
(2021) :
اما سومین سریال مارول که طبق قاعده گفته شده ، باید بهترین بین این سه باشد و هست ، ساخته کیت هرون (که گفته به هیچ عنوان در ساخت فصل دوم شرکت نخواهد داشت!) از همه متفاوت تر است هرچند می توان حال و هوای شوخ و شنگ و غیر عادی اش را با " ثور : راگناروک " مقایسه کرد! در " انتقامجویان : پایان بازی " دیدیم که لوکی بعد از دستگیر شدن در برج استارک با هرج و مرج ناشی از ورود نسخه آینده انتقامجویان ، با کمک تسراک فرار کرد . اما قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد توسط ماموران سازمان TVA دستگیر و به مقر فرماندهی سازمان منتقل می شود تا به عنوان یک ناهنجاری زمانی نابود شود اما یکی از ماموران به نام موبیوس (اوون ویلسون) پیشنهاد می کند از او برای دستگیری یک ناهنجاری بسیار خطرناک استفاده شود . ناهنجاری که معلوم می شود نسخه مونث لوکی از یک خط زمانی دیگر است ... سریال لوکی در عین حالی که فضایی عجیب و شوخ و شنگ دارد بیننده را هرچه بیشتر با ابعاد مختلف شخصیت محبوب لوکی آشنا می کند و نشان می دهد او حتی قبل از متحول شدنش در " ثور : دنیای تاریک " و " ثور : راگناروک " و آن مرگ حماسی در ابتدای " انتقامجویان : نبرد بی نهایت " ، ظرفیت خوب بودن و خودخواه نبودن را داشته است! شخصیت های فرعی هم اکثراً عالی هستند و سوژه بازی با خطوط زمانی متعدد بر خلاف اغلب موارد مشابه ، لوس و غیر قابل باور از کار در نیامده حتی اگر یکی از نسخه های لوکی یک تمساح باشد!!! تنها نقطه ضعف این سریال کاراکتر راوونا (با بازی گوگو امبتا را) است ؛ راوونا طوری رفتار می کند انگار از پشت پرده TVA خیلی بیشتر از موبیوس می داند ، اما بعد از اینکه راز بزرگ فاش می شود ، می فهمیم که راوونا هم به همان اندازه ناآگاه بوده ، و این تناقص باعث می شود بیننده حس فریب خوردگی داشته باشد چون سریال تا پیش از آن سطح توقع بیننده از راوونا را بشدت افزایش داده بود! اما همه اینها را بگذارید کنار . سریال چنان پایان غیر منتظره ایی دارد که بیننده کاملاً مشتاق می ماند لوکی با این دردسری که خودش را گرفتارش کرده چه خواهد کرد؟!
***

بیوه سیاه
.
Black Widow
(2021) :
بعد از بیش از یک سال وقفه در اکران به دلیل شرایط کرونایی ، و تماشای سه سریال هیجان انگیز ، شاید انتظارات از بیوه سیاه بالا رفته بود که حالا اکثر کسانی که فیلم را دیده اند از نتیجه چندان راضی نیستند! نه اینکه فیلم بدی باشد ، فقط جزو بهترین های جهان سینمایی مارول قرار نمی گیرد . فیلم از نظر فنی چیزی کم و کسر ندارد ، بازی ها هم در حد خودشان قابل قبول هستند هرچند به نظر می رسد اسکارلت جوهانسون آن اشتیاق همیشگی در ایفای نقشش را ندارد شاید چون می داند آخرین باری است که این کار را انجام می دهد! مشکل اصلی در فیلمنامه است ؛ فیلمنامه ایی که زیادی همه چیز را ساده می گیرد و از تماشاگر هم توقع دارد بجای پرسیدن سئوال درباره نقاط ابهام ، فقط از تماشای فیلم لذت ببرد! خب شاید اگر بیوه سیاه یک فیلم مستقل و بی ربط بود امکانش وجود داشت ، اما نیست! مثلاً یک سئوال خیلی ساده که فیلم به آن پاسخی نمی دهد این است : دژ آسمانی عظیم اتاق سرخ چطور این همه سال از دید سازمان های قدرتمند و افراد دارای تکنولوژی های پیشرفته مثل شیلد ، تونی استارک یا واکاندایی ها پنهان مانده که ناتاشا از وجودش خبر ندارد؟ اگر مقر اتاق سرخ زیر زمین بود باورش خیلی آسان تر می شد! به هر حال داستان فیلم ساخته خانم کیت شورتلند (که اولین تجربه فیلمسازی اش در سینمای بدنه اصلی هالیوود محسوب می شود و قبلاً فقط فیلم و سریال های مستقل ساخته) از این قرار است ؛ یک خانواده چهار نفره ظاهراً خوشبخت در اوهایو ناگهان دنیایشان زیر و رو می شود چون آمریکایی ها فهمیده اند آنها جاسوسان روسی هستند! فرار به کوبا با موفقیت انجام می شود و از آنجا به بعد آنها از هم جدا می شوند چون اصولاً یک خانواده واقعی نبوده اند! دخترها که یکی شان ناتاشا است در دست سازمان اتاق سرخ اسیر هستند و آموزش داده می شوند تا در بزرگسالی قاتلانی بی رحم با عنوان بیوه سیاه باشند . بعدها ناتاشا ترتیبی می دهد که رهبر اتاق سرخ کشته شود و فکر می کند همه چیز به پایان رسیده ، اما سال ها بعد (از نظر زمان داستانی بعد از وقایع فیلم " کاپیتان آمریکا : جنگ داخلی ") در حال موش و گربه بازی با دولتی های آمریکایی ، متوجه می شود اتاق سرخ همچنان فعال است و یلنا (همانی که در طول اقامت در اوهایو نقش خواهر کوچکش را بازی می کرد) به کمک نیاز دارد و بعد هم برای تمام کردن کار سازمان باید از پدر و مادر قلابی شان کمک بگیرند ...
***

جوخه انتحاری
The Suicide Squad
(2021) :
خیلی از طرفداران معتقدند بزرگترین اشتباه مسئولان کمپانی دیزنی در مسیر تولید دنیای سینمایی مارول ، اخراج موقت جیمز گان (سازنده نگهبانان کهکشان 1 و 2) تحت فشار جمهوری خواهان در سال 2018 بوده است . اشتباهی که از چشم رقیب دور نماند و برادران وارنر و دی سی به سرعت جیمز گان را جذب کردند تا از دنیای سینمایی لیگ عدالت ، هر فیلمی را که خودش دلش می خواهد بسازد! جیمز گان هم که عاشق دیوانه بازی است دست گذاشت روی نسخه جدید جوخه انتحاری! نسخه ایی که با اضافه کردن یک The به عنوان اصلی می خواهد نشان دهد ربطی به فیلم افتضاح قبلی ندارد و دنباله آن نیست ، با این وجود در عمل آن را نفی نمی کند! جیمز گان فیلمی برای DC ساخته که کاملاً عنوان " جوخه انتحاری " برازنده اش است! آخر دیوانه بازی های بی حساب و کتاب ، مرگ های آنچنانی و چندش آور ، و شخصیت هایی که به معنای واقعی کلمه دیوانه اند! این فیلمی است که پاپ کورن خورهای سینما عاشقش می شوند و هنردوستان از تماشایش چندششان خواهد شد! و به نظر می رسد این روزها تعداد هنردوستان از پاپ کورن خورها بیشتر شده چون جوخه انتحاری با همه امیدهایی که برادران وارنر (حتی در شرایط اکران کرونایی) بهش بسته بود در گیشه بشدت شکست خورده و در سیستم استریم HBO MAX هم نتوانست عنوان پرفروش ترین فیلم روز را بدست آورد! فرمانده فلگ (جوئل کینامان) به همراه تیمی از شرورها که هارلی کوئین (مارگوت رابی) هم جزوشان است به جزیره کورتو مالتیس که اخیراً کودتایی در آن رخ داده اعزام می شوند اما در ساحل با حمله نیروهای نظامی بیشتر آنها کشته می شوند! تیم دیگری به رهبری بلاد اسپورت (ادریس البا) که شامل صلح ساز (جان سینا) ، کینگ شارک (سیلوستر استالونه) ، موش گیر دو (دانیلا ملچیر) و مرد نقطه ایی (دیوید دستمالچیان) است از سمت دیگری به جزیره فرستاده شده اند و در واقع گروه اول طعمه هستند! این پنج نفر هر کدام روحیات و مشکلات خودشان را دارند که به وقتش دردسر ساز می شود با این وجود وقتی می فهمند فلگ و کوئین هنوز زنده هستند در کنار ماموریت اصلی سعی می کنند آنها را هم نجات دهند غافل از اینکه ... مارگوت رابی بهترین بازیگر این فیلم است و با توجه به اینکه برای سومین بار در نقش هارلی کوئین فرو رفته آن را با پختگی و جزییات حسی و روحی هرچه بیشتر و بهتری همراه با دیوانه بازی های غافلگیرکننده اش به مرحله اجرا در آورده است . اما شاید در مورد کاراکتر صلح ساز جان سینا کمی سوتفاهم شده باشد! این کاراکتر بدجور روی اعصاب است و بیننده ها اصلاً نمی توانند با او ارتباط برقرار کنند و مشکل اینجاست که کاراکتر صلح ساز باید دقیقاً همینطور باشد! یعنی به جان سینا گفته شده باید عمداً نچسب ترین و دوست نداشتنی ترین کاراکتر این فیلم باشد! کاراکتری که جیمز گان در حال ساخت یک مینی سریال برایش است! حالا تصور کنید تماشای آن سریال چه حالی خواهد داشت؟! البته مسئولان دیزنی هم با گان آشتی کرده و او را سر ساخت نگهبانان کهکشان 3 برگردانده اند ، یعنی الان جیمز گان تبدیل شده به مامور دو جانبه در رقابت بین مارول و دی سی! در نهایت جوخه انتحاری فیلمی است که از تماشایش پشیمان نمی شوید به شرط آنکه آن را همراه خانواده و بخصوص بزرگترها نبینید! دیدن چنین فیلمی که برای کودکان قطعاً ممنوع است ، اما مطمئن باشید اگر همراه افراد 60-50 سال به بالا هم تماشا کنید حتماً با اعتراض شدیدی مواجه خواهید شد!
(تماشای این فیلم به دلیل وجود صحنه های بسیار خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 15 سال توصیه نمی شود)
![]()















bamn ، همه جا bamn است!