باز هم نارنیا!!!

اول از همه یک معذرت خواهی دوباره! چون می خواستم در این ایام عیدی کلی مطلب بگذارم اما چه کنم که سرماخوردگی دوباره حالم را گرفت! وقتی هم پشت کامپیوتر ، ببخشید ، رایانه ، می نشستم ناخودآگاه می رفتم سمت سایت ویکیپدیا و استخراج نتایج بازی های المپیک و بازی های آسیایی و ... خلاصه کلی سرم با این آمار و ارقام گرم می شود! کلاً بنده اینطوری هستم ؛ وقتی ویار چیزی می گیرم تا خودم را خالی نکنم دست و دلم سر کار دیگری نمی رود! درست مثل انگیزه نوشتن این مطلب! دوشنبه (دوازده فروردین) بیکار بودم و به خودم وعده تماشای چند فیلم جدید داده بودم اما نمی دانم چه شد که تا دوشاخه را زدم به برق یک دفعه نوستالژی نارنیا آمد سراغم!!! خلاصه زمانی را که برای تماشای فیلم های جدید کنار گذاشته بودم صرف دیدن سه فیلم نارنیا شد!

اما می دانید این بار که سه فیلم نارنیا را تماشا می کردم بیشتر از همه چه احساسی داشتم! دلم برای بازیگران آن زمان نوجوان این فیلم ها سوخت!

جورجی هنلی (لوسی) ، اسکندر کینز (ادموند) ، آنا پاپلون (سوزان) ، ویلیام موزلی (پیتر) و حتی ویل پولتر (اوستاس) و تا حدود کمتری بن بارنز (کاسپین) ، یک جورهایی با نقش هایشان در این سه فیلم گره خورده اند و با وجود برخی انتقاداتی که زمان اکران فیلم ها می شد ، حالا دیگر به نظر می رسد انگ نقش هایشان هستند!

اما چرا دلم برایشان سوخت؟ چون برای آنها بازیگری یعنی نارنیا! درست مثل کاراکترهایشان که بودن در دنیای واقعی را دوست نداشتند و بودن در نارنیا برایشان واقعی بود!

برای هر شش نفر آنها بازی در فیلم های نارنیا شاه نقششان است و احتمالاً تا آخر عمر همه آنها را بخاطر بازی در این فیلم ها خواهند شناخت! اسکندر کینز که بعد از "سفر با کشتی سپیده پیما" دیگر هیچ فعالیت بازیگری نداشته ، او الان ۲۲ ساله است . جورجی هنلی ۱۸ ساله هم بجز یک فیلم درجه۳ فیلم دیگری بازی نکرده ، چهار نفر دیگر هم با اینکه سر خودشان را حسابی گرم کرده اند اما بجر فیلم های درجه دو و سریال های بیخودی چیزی نصیبشان نشده است! حالا بن بازنز ۳۲ ساله کمی سرش شلوغ تر است و چون بازیگری را از خیلی قبل تر "پرنس کاسپین" شروع کرده پیدا کردن نقش های جدید برایش سخت نیست! اما برای بقیه آنها مطمئناً خیلی سخت است نقشی پیدا کنند که به اندازه فیلم های نارنیا جلوی چشم بیاوردشان!

و مشکل اینجاست که ظاهراً حالا حالاها دیگر از فیلم های نارنیا خبری نیست!!! بعد از اکران "وقایع نگاری نارنیا : سفر با کشتی سپیده پیما" با وجود حرف و حدیث هایی که درباره فروش فیلم ، عدم استقبال منتقدان ، و بخصوص عدم وفاداری فیلم به کتاب در جریان بود ، تهیه کنندگان اعلام کردند که پیش تولید فیلم های جدید را آغاز کرده و "خواهر زاده جادوگر" و "صندلی نقره ای" به ترتیب در سال های ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ اکران خواهند شد ، اما ، حالا که در سال ۲۰۱۳ هستیم به نظر می رسد که این دو فیلم هنوز از مرحله پیش تولید فراتر نرفته و نه کارگردانشان مشخص است و نه بازیگرانش و این یعنی مطمئناً این دو فیلم در سال های از پیش وعده داده شده آماده نخواهند بود . به سایت تهیه کنندگان فیلم هم که بروید فقط یک مشت مصاحبه نوستالژیک تحویلتان می دهند و هیچ خبر خوشی درباره در جریان بودن پیش تولید و تولید فیلم ها دیده نمی شود!

خب با این حساب شاید دیگر آن شش نفر باید قید بازی در بقیه فیلم های نارنیا را بزنند!؟ در "خواهر زاده جادوگر" که فقط نقش ملکه جادیس وجود دارد و تیلدا سوئنتون هم در سنی است که تا بیست سال دیگر هم می تواند با گریم این نقش را بازی کند!!! در "صندلی نقره ای" کاراکتر اوستاس کلارنس اسکراب (که محبوب ترین شخصیت در بین شخصیت های نارنیا برای بنده است) نقش اصلی است و ویل پولتر بیست ساله هم بعید به نظر می رسد بتواند بزرگسال بودنش را در فیلمی که ماجرایش فقط چند ماه بعد از داستان "کشتی سپیده پیما" اتفاق می افتد پنهان کند! کاراکتر شاه کاسپین هم در این فیلم حضور کوتاهی دارد ؛ یک جا بسیار پیر است و در آستانه مرگ و جای دیگر که بعد از مرگ جوان شده و از اصلان می خواهد اجازه دهد یک نظر دنیای انسان ها را ببیند! و بن بارنز هم اگر بخواهد و بخواهندش می تواند با گریم در هر دو نقش ظاهر شود!

ممکن است سازندگان این دو فیلم بخواهند مثل فیلم های قبلی نقش هایی گذرا و چند ثانیه برای بقیه بازیگران اصلی در فیلم بگنجانند اما شاید امید واقعی جورجی هنلی ، اسکندر کینز ، آنا پاپلون و ویلیام موزلی این باشد که بعد از این دو فیلم ساخت "اسب و آدمش" به جریان بیافتد که در داستان آن ، پونسی ها پادشاهان و ملکه هایی بزرگسال در نارنیا هستند قبل از اینکه دوباره از کمد لباس رد شوند! که البته این امید هم علاوه بر اینکه به خود احتمال ساخته شدن فیلم بستگی دارد مشروط هم هست بر اینکه تهیه کنندگان بزرگسالی این چهار بازیگر را هم به اندازه کودکیشان بپسندند و نقش ها را به خودشان بدهند!

بعد از همه اینها (اگر ساخته شوند) می ماند چالش برانگیز ترین داستان یعنی "آخرین نبرد" که در صورت ساخته شدن باید برپایی قیامت در نارنیا و دنیای پس از آن را هم به تصویر بکشند و کمپانی والت دیزنی عملاً بعد از ساخت "شاهزاده کاسپین" می خواست از زیرش در برود و در نهایت هم امتیاز فیلم ها را به فاکس قرن بیستم فروخت!

در "آخرین نبرد" بجز کاراکتر سوزان پونسی که چون بزرگ شده باورش به نارنیا را از دست داده و آنقدر غرق زندگی خودش است که کنار بقیه در آن ماجرای کذایی نیست! ، بقیه کاراکترهای ریز و درشت (البته مثبت هایشان) شش داستان قبلی حضور دارند ، از حضورهای تک خطی و تک کلمه ای احوالپرسی در بهشت بگیرید تا نقش های اصلی! اما کی تولید بشود و اصلاً تولید بشود یا نه و موضوع قیامت و بهشت به چه صورتی در آن پرداخت بشود همه یک طرف و اینکه اگر کار به تولید "آخرین نبرد" کشیده شد چند تا از بازیگران فیلم های قبلی شانسش را خواهند داشت که خودشان نقشهایشان را بازی کند!؟

بخاطر همین چیزهاست که می گویم دلم برای بازیگران نوجوان فیلم های نارنیا می سوزد! مطمئناً کاراکتر "لوک اسکای واکر" سه گانه قدیمی جنگ ستارگان را یادتان هست؟ اما چند نفر از شما اسم بازیگر آن را می دانید؟ بعد از گذشت بیش از چهار دهه از فیلم های سه گانه اول جنگ ستارگان مارک هامیل هنور نتوانسته نقش درست و حسابی برای خودش پیدا کند و شاه نقش بودن لوک اسکای واکرش را هم که نادیده بگیریم اصلاً فیلم و نقش درست و حسابی گیرش نمی آید که بخواهد دوباره دیده شود فقط کارنامه اش پر شده از بازی در سریال های آبکی و فیلم های درجه۳ یا صداپیشگی در بازی ها و کارتون های مربوط به مجموعه جنگ ستارگان!