فیلم های هفته 2
فیلم های هفته (۲)
مقدمه : قراره این سلسله مطالب "فیلم های هفته" باشه! اما این سه هفته آنقدر سرم به چیزهای دیگه گرم بود که در کل پنج فیلم بیشتر ندیدم! بنابراین اگه دیدید بعضی وقت ها چند هفته یک بار این مطلب رو می گذارم به خاطر این است که دنبال فرصت می گردم تعداد فیلم های تماشا شده را بیشتر کنم . البته با برنامه ایی که این چند روزه دارم احتمالاً هفته آینده دستم پر خواهد بود . تا ببینیم .
سالگرد شهادت امام جعفر صادق(ع) هم بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد .
*
انتهای خیابان هشتم :
فیلم ساخته علیرضا امینی که چند روز قبل از عید اکران شده بود بین محافل روشنفکری سینما خیلی سر و صدا کرد و فروشش هم در سینماهای تهران بد نبود . بنده که زیاد اهل فیلم ایرانی دیدن نیستم اما گفتم من که مجبورم بالاخره این فیلم را ببینم که بتوانم برای "جشنواره افتخار زرین" سبک ، سنگینش کنم پس چرا بگذارم برای بعد که فیلم ها روی هم جمع می شوند و وقت کم می آورم! این شد که فیلم را دیدم .
بازی حامد بهداد بهترین نقطه قوت فیلم است و سایر بازیگران هم در حد قابل قبولی هستند اما بزرگترین مشکل ، فیلمنامه است که نمی تواند تماشاگر شهرستانی مثل بنده را درگیر خود کند . فیلم هم آغاز و هم پایان مبهمی دارد و سئوالات زیادی را بی جواب می گذارد که انتظار دارد تماشاگر با ایما و اشاره های زیر پوستی فیلم به جوابشان برسد!!! قبلاً از آقای امینی فیلم هفت دقیقه تا پاییز را دیده ام که با اینکه چیز زیادی از فیلم یادم نیست حداقل می دانم که از فیلم خوشم آمده بود حتی با پایان تلخش!!! اما پایان تلخ انتهای خیابان هشتم اصلاً جالب نبود . آدم های فیلم برای رسیدن به پولی که برای نجات یک قاتل شدیداً به آن محتاج بودند تن به هر خفتی می دادند درحالیکه فیلم اصلاً مشخص نمی کند که آیا این قاتل اصلاً استحقاق چنین چیزی را دارد یا نه؟!!!
شیوع :
این فیلم ساخته ولفگانگ پترسون ، محصول سال ۱۹۹۵ آمریکا ، را چند سال قبل از تلوزیون دیده بودم . نسخه نمایش خانگی که این هفته تماشا کردم نسبت به نسخه پخش شده از تلوزیون سانسور بیشتری داشت و یکی-دو سکانس کلیدی مثل سکانس شیوع میکروب در سالن سینما کاملاً از این نسخه حذف شده بود!!!
فیلم در بعضی لحظات بویژه زمان هایی که داستین هافمن دیالوگ های طولانی دارد می خواهد خودش را نشان بدهد اما بقیه بازی ها ، حتی بازی مورگان فریمن ، چنگی به دل نمی زند و فیلمنامه ضعیف و کلیشه ایی و ساختار نامناسب فیلم هم آن را با همه نام های بزرگش در حد فیلم های رده ب پایین آورده . اگر دنبال فیلم خوبی با این موضوع (همه گیری بیماری مرگبار) هستید فیلم شیوع استیون سودربرگ را پیشنهاد می کنم هرچند با اینکه فیلم عید از تلوزیون ایران پخش شده هنوز نسخه دوبله آن وارد شبکه نمایش خانگی نشده است .
پرل هاربر :
فرصت استفاده از شارژ ADSL ام داشت تمام می شد و هنوز ۲ گیگ شارژ داشتم برای همین رفتم سراغ کار هرگز نکرده و گذاشتم شب تا صبح کامپیوترم روشن باشد و نسخه زبان اصلی "پرل هاربر" ۲۰۰۱ را دانلود کند . البته چند دقیقه پایانی فیلم در نسخه ایی که دانلود شده بود وجود نداشت اما چون قبلاً جای دیگری دیده بودم خیلی مهم نیست!
فیلم پرل هاربر یک اثر پرخرج و قهرمان گرایانه به کارگردانی مایکل بی و بازی بن افلک ، جاش هارتنت ، کیت بکینسل ، الک بالدوین است که چندان ربطی به واقعیت حادثه حمله به بندر پرل هاربر ندارد و فقط این حادثه را پس زمینه قرار داده برای تعریف کردن یک داستان ملودرام سوزناک از عشقی مثلثی! همانطور که جیمز کامرون کشتی تایتانیک را برای داستان عاشقانه اش غرق کرد!
فیلم خیلی سعی کرده حوادث واقعه پرل هاربر را واقعی نشان بدهد اما واقعیت این است که مایکل بی نکات زیادی را در فیلمش تحریف کرده مثل این نکته که ژاپنی ها فقط اهداف نظامی را بمباران کردند و بمباران بیمارستان و غیرنظامی های داخل خیابان دروغ محض است! ژاپنی ها حتی مخازن سوخت پرل هاربر را بمباران نکردند چون آنها را جزو اهداف نظامی نمی دانستند!!! واقع گرایانه ترین تصویری که سینما از بمباران پرل هاربر خلق کرده بدون تردید فیلم تورا! تورا! تورا! ساخته ریچارد فلیچر و کینجی فوکوساکا محصول ۱۹۷۰ آمریکا و ژاپن است که نتنها مطابق با روایت شاهدان عینی حادثه می باشد بلکه با امکانات فیلمسازی آن زمان هم فیلمی خارق العاده می باشد!
دالان مخوف :
اسم اصلی این فیلم نیوزلندی "زیر کوه" است اما شرکت فانوس خیال که ید طولایی در فرستادن فیلم های بنجل به شبکه نمایش خانگی دارد اسم فیلم را گذاشته دالان مخوف تا مثلاً جذاب تر باشد .
فیلم با معیارهای سینمای نیوزلند اثر قابل تحملی است و به شرط اینکه نخواهید آن را با فیلم های پرخرج هالیوودی مقایسه کنید برای یک بار دیدن جالب است . به شخصه تنها نکته جالبی که در فیلم نظرم را جلب کرد این بود که برای اولین بار بود می شنیدم شهر اولکند نیوزلند روی چند قله خاموش آتشفشانی بنا شده است!!!
لوراکس :
انیمیشن لوراکس محصول سال ۲۰۱۲ کمپانی یونیورسال یکی دیگر از اقتباس های متعددی است که از کتاب های محبوب دکتر سئوس در آمریکا ساخته شده است . فیلم توسط همان گروهی ساخته شده که انیمیشن موفق من نفرت انگیز را کار کرده بودند و توانست در این دوره قهر تماشاگران آمریکایی با ژانر انیمیشن ، ۲۱۴ ملیون دلار فقط در این کشور فروش داشته باشد .
اما نظر بنده را بخواهید ، من نفرت انگیز خیلی بامزه تر بود! لوراکس فقط در بخش هایی بامزه است که به تقابل لوراکس و هیزم شکن جوان می پردازد و بخش های مربوط به جستجوی های پسرک عاشق پیشه برای یافتن و کاشتن دانه درخت خیلی لوس و تکراری است . ترانه های انیمیشن هم علاوه بر سانسور زیاد خیلی خوب دوبله نشده . شاسد اگر این ترانه با شیوه ایی مشابه ترانه های انیمیشن هورتن دوبله می شد خیلی جذاب تر از آب در می آمد .
![]()




bamn ، همه جا bamn است!