جادو ، خرافه پرستی و شیطان پرستی در سینمای غرب

کارشناسان علوم فرهنگی کشور در مناسبت ها و برنامه های مختلف به تهاجم فرهنگی غرب و ابزار آن پرداخته اند و همگی متفق القول می باشند که سینما مهمترین این ابزار است . همچنین تهاجم فرهنگی خود ابزار و حیله های گوناگون دارد که تبلیغ جادو ، خرافه پرستی و شیطان پرستی از آن جمله هستند .

البته بنده کوچکتر از آن هستم که بخواهم وارد اینگونه بحث ها شوم اما گاهی نکاتی مطرح می گردد که باعث می شود برای ابراز عقاید شخصی ام دست به کیبرد گردم . بنابراین این مطلب تنها بیان دیدگاه های شخصی بنده می باشد و شمای مخاطب در ابراز مخالفت و نقد آن کاملاً آزاد می باشید .

اولین نکته این است که ببینیم منظورمان چیست و وقتی این سه عبارت بیان می شوند چه معنی دارند .

جادو : تلاش برای تصاحب نیروهای طبیعی و فراطبیعی مادی از طریق راه های فراطبیعی . در اینجا همچنین مقصودمان موجودات ماورالطبیعه نیز هستند .

خرافه پرستی : اعتقاد به اموری که جنبه عقلی نداشته و صرفاً ظاهری هستند در حالی که هیچ باطن واقعی ندارند .

شیطان پرستی : اعتقاد به اینکه نعوذبالله شیطان رجیم دارای قدرتی همسنگ یا فراتر از خداوند باشد .

در فرهنگ و اساطیر ایران باستان جادو و موجودات جادویی به وفور یافت می شوند که برخی نیک اند و برخی پلید . همچنین نشانه های فراوانی یافت شده که بیانگر وجود خرافه پرستی در فرهنگ های مختلف ایرانی است و حتی امروزه هم برخی از این خرافه ها در فرهنگ عامه دیده می شوند . از شیطان پرستی (اهریمن پرستی) هم نمونه هایی در اساطیر ایرانی دیده می شوند که مشهورترینشان داستان ضحاک ماردوش است . اما آنچه که بیشتر در ایران باستان واقعی می نماید در اعتقاد زرتشتیان است . ایرانیان پیرو دین زرتشت بر این باور بوده و هستند که در برابر قدرت نیکی اهورا ، قدرت پلیدی اهریمن قرار دارد و این دو نیرو در آخرالزمان در نبردی سهمگین برابر یکدیگر قرار خواهند گرفت .

اما اسلام به ما می گوید که قدرت شیطان رجیم در برابر خداوند هیچ است و شیطان به اراده خداوند است که برای وسوسه انسان آزاد گذاشته شده و در قیامت با اشاره خداوند به آتش دوزخ افکنده خواهد شد . در اسلام همچنین خرافات و خرافه پرستی باطل و نفی شمرده شده و از سحر و جادو نهی گردیده است . این بدان معناست که ما مسلمانان وجود خرافه را باور نداریم اما وجود سحر و جادو را باور داریم لیکن از هر دو کار منع شده ایم . در اثبات وجود سحر و جادو همین بس که خداوند در قرآن بارها به آن اشاره نموده که نمونه هایش حکایات موسی(ع) و ساحران فرعون و  سلیمان نبی(ع) و ملکه سبا می باشند .

اما در فرهنگ غرب و بویژه فرهنگ آنگلوساکسنی که فرهنگ غالب غرب امروزی است ، اعتقاد به خرافات و سحر و جادو بیداد می کند . بسیاری از این اعتقادات به دوره کفر و بت پرستی اروپا باز می گردد اما مسیحیت نیز نتوانسته آن را از ذهن اروپائیان پاک نماید . در بین اساطیر کلاسیک اروپا و بویژه اروپای شمالی کمتر داستانی را می توان یافت که از جادو و موجودات جادویی در آن اسمی به میان نیامده باشد و بسیاری از داستان های امروزی هم نشات گرفته از همین اساطیر و فرهنگ است . همچنین در این فرهنگ قدرت شیطان نیز بسیار زیاد و قلوه شده است تا جایی که حتی کشیشان انگلیسی می گویند : کلیسایی نیست که شیطان بر درش لانه نکرده باشد .

با این پیش زمینه فکری ، سینمای غرب در ظاهر مشغول بازسازی اساطیر و داستان های منطبق با فرهنگ خود است اما در پس این ظاهر هدفی بزرگ نهفته است : نابودی فرهنگ و اعتقادات مخاطب و دیکته فرهنگ و خرافات آنگلوساکسونی .

برای نمونه چند مورد معروف را بررسی می کنیم :

ارباب حلقه ها : در سه گانه عظیم ارباب حلقه ها ساخته پیتر جکسون که برگفته از مجموعه آثار تالکین می باشد ، سحر و جادو و موجودات جادویی حرف اول را می زنند . تقریباً تمامی موجودات جادویی داستان (الف ها ، دورف ها ، اورک ها ، گابلین ها و ...) همتایانی در اسطورهای سلتی و انگلوساکسونی دارند . در مورد هابیت ها هم مفسران آثار تالکین آنها را نماد فرهنگ خاص انگلیسی می دانند! در این داستان هرچه پلیدی است از شرق می آید و هرکه از پلیدی می گریزد به غرب می رود تا سرزمین نامیرایان (آمان) را بیابد . سبک پوشاک و ساختمان سازی هم سبک گوتیک است که برجسته ترین سبک اروپای شمالی دوره قرون وسطی محسوب می شود . داستان فیلم بسیار جذاب و درگیرکننده است و جذاب تر از آن خود کتاب ها می باشند . اما آیا این جذابیت به این قیمت تمام نخواهد شد که فکر و ذهن مخاطب را آلوده به خود ساخته و از ارزش های بومی اش دورش سازد؟

قطب نمای طلایی : بسیار مایه خوشبختی است که فیلم اول مجموعه نیروی اهریمنی اش نوشته فیلیپ پولمن نتوانست آنقدر سودآوری داشته باشد که تهیه کنندگان را برای ساخت دنباله اش مجاب نماید . این مجموعه در ابتدا با ظاهری خیرخواهانه و روشنفکرانه نظام مستبد حاکم را که مشابه نظام کلیسای قرون وسطی اروپا است زیر سئوال می برد ، اما بتدریج وارد مسائل پیچیده تر خلقت شده و کم کم خداوند را که در داستان "ابر نیرو" نامیده شده ، زیر سئوال می برد و در نهایت داستان را با همان رویدادی که موجب رانده شدن آدم و حوا از بهشت شد ، ختم بخیر می نماید!!!

کنستانتین ، روح سوار ، رانندگی با خشم و ... : فیلم های نظیر این به نوعی رواج دهنده شیطان پرستی محسوب می شوند . در این گونه فیلم ها شیطان نه فقط با وسوسه بلکه تجسد یافته و شخصاً در امور دخالت می کند . به قهرمانان و ضدقهرمانان این گونه فیلم ها نیرو می دهد و آنها را نسبت به عاقبتشان بیم می دهد و در عمل چنان رفتار می کند که گویی خیرخواه و دور اندیش است!  شیطان کمی پیشتر در فیلم هایی نظیر جن گیر مظهر شر مطلق بود و البته همین شر مطلق نیز از شرق به غرب می آمد ، اما حالا در هالیوود کار به جایی کشیده که این شر مطلق تبدیل به شری محافظه کار گردیده است!

مجموعه نارنیا : امروز اکران سومین فیلم از فیلم های مجموعه نارنیا آغاز گردید . اما این مجموعه یک تفاوت اساسی با نمونه های پیشین دارد و آن اینکه از روی کتاب هایی ساخته می شود که آمیزه های مسیحی را با اساطیر تلفیق نموده است . در مجموعه کتاب های نارنیا ما با جادو و موجودات جودایی سر و کار داریم و بسیاری از این موجودات جادویی ریشه در فرهنگ های بت پرستانه یونان و روم باستان دارند و کمی با موجودات جادویی انگلوساکسونی متفاوت هستند . اما در عین حال اصلان را داریم که نماد مسیح در داستان است و در قالب شیری ظاهر می شود و شیر نماد کشور انگلستان است . دشمنانی که سرزمین های جنوبی نارنیا سکونت دارند ظاهری شرقی و خاورمیانه ای دارند و موجود پلیدی به نام تاش را می پرستند . تاش ظاهراً مظهر شیطان در مجموعه است اما اصلان می گوید "اگر کار خوبی را به نام تاش انجام دهی برای من انجام داده ای و اگر کار بدی را به نام من انجام دهی برای تاش انجام داده ای" . بنابراین از نظر لوئیس اگر یک شیطان پرست کار خوبی انجام بدهد آن کار را برای خدا انجام داده است! (ما مسلمانان معتقدیم اگر یک کافر کار خوبی انجام بدهد هرچند بخاطر کفرش به جهنم خواهد رفت در آنجا معادل کار خوبش عذاب کمتری خواهد دید) . آنچه که بیش از همه جنبه مذهبی این مجموعه را در کتاب آخر بیشتر می کند و به رخ می کشد به تصویر درآوردن قیامت و بهشت است که با وجود برخی تفاوت ها ، تشابهاتی هم با اعتقادات ما دارد . بعلاوه مهمترین نکته و نتیجه گیری که از این مجموعه می توان گرفت آن است که اگر یک ملت بر پایه اعتقاد و ایمان به یک منجی مصلح پا گرفته و شکوفا شده باشد هرگاه این اعتقاد و ایمان را از دست بدهد کشور و استقلالش را هم از دست خواهد داد .

اما نکته ای که در مورد فیلم های مجموعه نارنیا جالب توجه است اینکه تهیه کنندگان سعی کرده اند بار مذهبی و اعتقادی که در کتاب ها وجود دارد را از فیلم ها حذف کنند و به این مجموعه ظاهری صرفاً فانتزی بدهند که بویژه در فیلم دوم این دستکاری بسیار آشکارتر انجام شده بود .

بنابراین در جایی هم که نویسنده ای سعی کرده اعتقاد و باورش به خدواند را از طریق اثرش به مخاطب منتقل کند هالیوود نقش سانسور کننده را بر عهده می گرد و در عوض با ساخت فیلم هایی نظیر کد داوینچی ، لژیون و سایر نمونه های مشابه دیگر ، نتنها جادوپرستی و اسطوره پرستی و شیطان پرستی آنگلوساکسونی را به فرهنگ های یکتاپرست شرقی القا نماید بلکه سعی در منکر شدن قدرت و عظمت خدواند نیز دارد .