تصویر

سریال
گمشده در فضا
کامل (سه فصل)

Lost in Space
(2021-2018)

صرف نظر از کیفیتشان ، بعضی از فیلم ها و سریال ها هستند که واقعاً دلتان می خواهد ادامه داشته باشند ، و وقتی این اتفاق نمی افتد ، شروع می کنید به رویاپردازی درباره ادامه آنها . " گمشده در فضا " دست کم برای بنده یکی از این موارد بوده است . گل بی آزاری در خارزار هالیوود! یکی از معدود سریال های محبوب غربی سال های اخیر که واقعاً مناسب خانواده است و کمترین میزان نیاز به سانسور را دارد ، به همین دلیل هم هست که در همین مدت کوتاه چندین بار از شبکه های مختلف صدا و سیمای خودمان پخش شده! سریال 28 قسمتی (در سه فصل) ساخته شبکه نتفلیکس ، که در واقع اقتباس آزادی است از یکی از اولین سریال های محبوب علمی-تخیلی فضایی تاریخ تلوزیون (که با همین نام در سال های 1965 تا 1968 از شبکه CBS پخش می شد) ، داستان خانواده پنج نفره رابینسون هاست ؛ خانواده ایی که انتخاب شده اند تا با کمک سفینه رزولت به منظومه آلفا سنتوری (همان آلفا قنطورس خودمان) مهاجرت کنند . اما در میانه راه اتفاقی می افتد و آنها و بیشتر سرنشینان سفینه سر از سیاره ایی ناشناخته در می آورند و پسر کوچک خانواده با رباتی هوشمند دوست می شود که منشا اتفاقی است که برای سفینه افتاده ... داستان سریال منطق علمی مستندی ندارد و صرفاً براساس یک سری پرسش ها و فرضیات شکل گرفته ؛ آیا هوش فرازمینی وجود دارد؟ آیا در منظومه های دیگر از جمله آلفا قنطورس سیاره های شبیه به زمین وجود دارد؟ آیا می توان بجای مسافرتی طولانی و کسالت بار با سرعت نور ، راهی سریع برای سفر به هر نقطه از فضا از طریق کرم چاله های گرانشی یافت؟ و ... و از اینها هم که بگذریم ، باز سریال در جزئیات هم از نظر علمی اشتباهات و انحرافات متعددی دارد . در واقع " گمشده در فضا " صرفاً یک سریال سرگرم کننده خانوادگی است و قرار نیست برای علاقه مندان و محققان به فضا چیز خاصی داشته باشد ، اما در رسیدن به همان هدف موفق عمل می کند . فراز و فرودهای سریال و تلاش های اعضا خانواده رابینسون و دوستان و دشمنانشان به شکلی سرگرم کننده و قانع کننده پرداخت شده است . شخصیت پردازی ها هرچند کمی کلیشه ایی ، اما قابل قبول هستند و بخصوص دو شخصیت ویل رابینسون (مکسول جنکینز) و دکتر اسمیت قلابی حقه باز (پارکر پوزی) در یاد مخاطبان می مانند . بخصوص شخصاً بازی مکسول جنکینز نوجوان را در این سریال خیلی دوست داشتم . مکسول با این سریال بزرگ شد و بازی اش در فصل سوم (بخصوص سه قسمت آخر) به اوج پختگی رسید تا جایی که توانست به شکلی کاملاً واقعی نقش انسانی در آستانه مرگ را بازی کند که برای یک بازیگر نوجوان واقعاً تجربه بزرگی است ، آن هم در شرایطی که بیشتر آنچه را مخاطب در کادر می بیند ، بازیگر باید فقط مجسم کند! چنین استعدادی نباید در هالیوود نادیده گرفته شود ، اما مطالعه پرونده کاری جنکینز نشان می دهد که متاسفانه او بیشتر از بازیگری به مدلینگ علاقه دارد و در این صنعت بشدت فاسد فعال تر از صنعت کمتر فاسد بازیگری است!


***

تصویر

مینی سریال
کتاب بوبا فت
فصل اول

The Book of Boba Fett
(2021)

کاراکتر بوبا فت محبوب ترین کاراکتر فرعی سری اول فیلم های جنگ ستارگان بود تا جایی که در قسمت دوم از سری دوم فیلم ها ، بطور ویژه به کودکی او پرداخته شد . بعد از حضوری کوتاه در فصل دوم سریال " مندلورین " ، حالا بالاخره بوبا فت سریالی مخصوص به خودش دارد! مینی سریال 7 قسمتی پخش شده توسط دیزنی پلاس ، از نظر زمان داستانی به دو بخش تقسیم می شود ؛ بخشی از زمان داستان سریال (بطور پراکنده) به حوادثی می پردازد که بوبا فت (تمورا موریسون) پس از افتادن در دهان سارلاک پشت سر گذاشته ، اینکه چطور بعد از خارج شدن از آنجا لباس معروفش را از دست می دهد و اسیر توسکان ها می شود اما بعد از مدتی با آنها دوست شده و عضوی از قبیله می گردد ... و بخش زمانی محور اصلی داستان سریال بعد از آن آغاز شده که بوبا فت با کمک فینیک شانک (مینگ نا ون) کنترل جاباهات را بدست گرفته اما خیلی زود معلوم می شود نشستن روی تخت قدرت اصلاً کار راحتی نیست و افراد زیادی برای آن دندان تیز کرده اند ... در چهار قسمت اول روند وقایع به شکلی است که انگار سناریو توسط چند هوادار قدیمی بوبا فت نوشته شده که از زمان تماشای سه فیلم اول مجموعه جنگ ستارگان عاشق این کاراکتر بوده و برایش داستان سرایی می کرده اند ، اما از قسمت پنجم سریال واقعاً جان می گیرد چون در واقع در سه قسمت پایانی این مندلورین (پدرو پاسکوال) است که حضوری فعال دارد و در کنار کمک به بوبا فت داستان قدیمی خودش با بیبی یودا را پیش می برد! بازخورد نسبتاً منفی هواداران در برابر چهار قسمت اول ، و در ادامه استقبالشان از سه قسمت آخر نشان می دهد محبوبیت بوبا فت در فیلم های قدیمی بخاطر مرموز و سربسته بودن آن بوده که به مخاطب اجازه می داد در تخیلاتش برایش داستان سرایی کند ، اما مواجه مستقیم با بوبا فت بدون آن نقاب اسرار آمیز و سکوت ترسناک ، همه آن هیبت ساخته شده را فروپاشانده است!


(تماشای این سریال به دلیل وجود سکانس های خشن و ترسناک به افراد کمتر از 13 سال توصیه نمی شود)

***

تصویر

خانه شناور

Drifting Home
(2022)

یکی از بحث های رایج بین فلاسفه در طول تاریخ این بوده که آیا اشیا و اجسام هم دارای روح هستند یا نه؟ و تقریباً همه آنها به شکلی که فقط خودشان سر در می آورند به این نتیجه رسیده اند که پاسخ مثبت است! داستان " خانه شناور " هم براساس همین پاسخ مثبت شکل گرفته است! هیرویاسو ایشیدا که در صنعت انیمه سازی ژاپنی چهره ایی تقریباً ناشناخته است و خانه شناور دومین تجربه فیلمسازی اش بعد از " بزرگراه پنگوئن ها " به حساب می آید ، برخلاف اغلب انیمه سازان ژاپنی که از روی مانگاها اقتباس می کنند ، خودش داستان این انیمه را نوشته و آن را با سرمایه گذاری استودیو گمنام کولوریدو و البته کمپانی همه جا حاضر نتفلیکس به تصویر در آورده است ؛ ناتسومه و کوسوکه از کودکی دوست بوده و در مجتمع آپارتمانی قدیمی کنار هم و با مراقبت پدربزرگ کوسوکه به سن نوجوانی رسیده اند . پدربزرگ مدتی قبل فوت کرده و مجتمع هم به دلیل شرایط خطرناک ایمنی تخلیه و در آستانه تخریب است . کوسوکه که مدتی است با ناتسومه قهر کرده همراه چند نفر از دوستانش برای ماجراجویی به مجتمع قدیمی می روند و با ناتسومه روبرو می شوند که ادعا می کند آنجا با پسری به نام نوپو دوست شده . در میانه بگو مگوی آنها ناتسومه از پشت بام پرت می شود و ناگهان آنها خودشان را روی مجتمع شناور در اقیانوسی بی انتها می یابند ... فقط تعداد معدودی از بزرگان انیمه سازی ژاپنی به سراغ ساخت داستان های اورژینال خودشان می روند ، و مطمئناً هیرویاسو ایشیدا را نمی توان با آن بزرگان مقایسه کرد ، اما دست کم باید به شجاعتش آفرین گفت . بزرگترین مشکل فیلمنامه خانه شناور این است که تعداد سئوالات بی پاسخ مانده اش چند برابر بیشتر از آنهایی است که جوابی برایشان داده می شود . تازه بیشتر این جواب ها را خود تماشاگر باید تشخیص دهد و مستقیماً به آنها اشاره نمی شود . نتیجه اش می شود محصولی که معلوم نیست حرف حسابش چیست و صرفاً رسیدن به این نتیجه که دوستی ارزشمندترین چیز است ، در داستانی که عملاً بستر شکل گیری و پیشبردش در هاله ایی از ابهام قرار دارد ، برای طرفداران انیمه های ژاپنی اصلاً قابل قبول نیست . در مجموع اما خانه شناور سرگرم کننده است و هرچند به همان میزان تماشاگر را سردرگم می کند ، اما ارزش تماشا دارد .


***

تصویر

هیولای دریا

The Sea Beast
(2022)

از نظر کیفیت بصری ، می توان این انیمیشن را بهترین انیمیشن سینمایی سال 2022 تا اینجا دانست ، ساخته کریس ویلیامز ، از چهره های مهم و تاثیر گذار استودیو انیمیشن سازی والت دیزنی ، که بعد از دو دهه کار در این استودیو ، پیشنهاد کمپانی نتفلیکس را برای ساخت " هیولای دریا " قبول کرد و از دیزنی جدا شد . اما آیا این انیمیشن در رساندن مفهوم هم موفق بوده است؟ در طول سال های اخیر شاهد تولید فیلم و سریال های متعددی بوده ایم که در آنها به همزیستی و مدارا بین نژادها و ادیان و تفکرات مختلف و متفاوت تاکید شده است . هیولای دریا هم در ادامه همین مسیر قرار دارد و علناً ادعا می کند دشمنی ها بین دو گونه می تواند ساخته و پرداخته حکومت ها باشد ؛ صدها سال است جنگی بی پایان بین انسان های شکارچی و هیولاهای کوه پیکر در دریاها جریان دارد و مردم فکر می کنند این هیولاها بوده اند که اولین بار با حمله به دهکده های ساحلی جنگ را آغاز کرده اند . سرنشینان کشتی ناگزیر به رهبری کاپیتان کرو و دستیارانش جیکوب هالند و سارا شارپ معروف ترین شکارچیان هیولا هستند و بزرگترین آرزویشان شکار بزرگترین و خطرناک ترین هیولا معروف به رعد سرخ است . اما خاندان سلطنتی دیگر قصد ندارند از شکارچیان حمایت مالی کنند و با ساخت یک کشتی عظیم جنگی وظیفه شکار هیولاها را بر عهده نیروی دریایی می گذارند . کاپیتان کرو و افرادش برای آخرین بار اجازه دارند به دریا رفته و شانسشان را برای شکار رعد سرخ امتحان کند اما دختر بچه ایی به نام میسی که آرزو دارد مثل والدین فقیدش شکارچی شود قاچاقی سوار ناگزیر شده و با آنها همراه می شود ... معمولاً منطق محصولاتی که به دنبال ترویج دوستی و مدارا هستند بر این اساس است که دشمنی ها و اختلافات ریشه در سو تفاهم ها و سو تعبیرها دارد . اما در این انیمیشن میسی با کنار هم گذاشتن قطعات نصفه و نیمه پازل حقیقت ، بی آنکه بداند و بدانیم واقعاً در گذشته چه رخ داده و این جنگ چگونه شروع شده ، خاندان سلطنتی حاکم را متهم به تحریف تاریخ و پنهان نمودن حقایق می کند و جالب تر اینکه مردمی که تا همین چند لحظه قبل کاملاً مطیع و گوش به فرمان این حاکمان بوده اند ، به سرعت قانع شده و جبهه عوض می کنند! خب ، چه پیامی پشت این ماجرا است؟ این درست که رعد سرخ به سرعت با میسی دوست می شود و برای نجات او حاضر است دست به هر کاری بزند ، اما باز هم او یک هیولای بی رحم است و با یک حرکت کشتی بزرگ نیروی دریایی را دو نیم می کند! و تنها راه همزیستی با این هیولا این است که سر راهش قرار نگیرید!


***

تصویر

همه چیز همه جا در آن واحد

Everything Everywhere All at Once
(2022)

دانیل کوان و دانیل شاینرت (معروف به دانیل ها) با همان فیلم اولشان نشان دادند که فیلمسازان متعارفی نیستند! " مرد ارتشی سوئیسی " داستان مردی بود که در یک جزیره دورافتاده به دام می افتد ، با یک جنازه دوست می شود و با کمک باد معده تمام نشدنی جنازه در حال فساد از جزیره می گریزد! " همه چیز همه جا در آن واحد " دومین فیلم سینمایی ساخت آنها به حساب می آید که صد برابر ، نه ، هزار برابر دیوانه وار تر از فیلم قبلی شان است! در سال های اخیر موضوع جهان های موازی سوژه فیلم ها ، سریال ها و حتی انیمیشن های متعددی بوده و تقریباً در تمامی آنها سعی شده فرضیه جهان های موازی به شکلی ساده فهم برای تماشاگران عادی توضیح داده شود . اما شیوه پرداختن در همه چیز ... به موضوع جهان های موازی کاملاً علمی و براساس مورد قبول ترین فرضیه در این باره است ؛ اینکه از ابتدای خلقت ، هر تصمیم و رویدادی که بیش از یک راه و جواب داشته ، باعث خلق یک یا چند جهان موازی شده و بیشمار جهان موازی وجود دارد که بسته به بزرگی و کوچکی انشعاب ، مشابه یا متفاوت هستند! شخصیت اصلی فیلم زنی است به نام اِولین (میشله یو) که در جهان اصلی داستان سال ها قبل با وجود مخالفت پدرش با مرد مورد علاقه اش ویموند (کی هیو کوآن) ازدواج و به آمریکا مهاجرت کرده و یک مغازه خشکشویی راه انداخته است . اما حالا با دردسرهای متعددی دست به گریبان است ؛ قرار است امشب جشنی با حضور مشتریانش در مغازه برگزار کند ، پدر پیر و بیمارش از چین آمده تا با آنها زندگی کند ، دختر هم.جنس.گرایش جویی ، اصرار دارد شریکش را به پدربزرگ سنت گرا معرفی کند ، ویموند فکر می کند رابطه زناشویی اش با اِولین خراب شده و برای جلب توجه او درخواست طلاق کرده و از همه بدتر امروز آخرین روز ارائه مدارک مالی به بازرس اداره دارایی (جیمی لی کرتیس) است که بدجور دلش می خواهد بهانه ایی برای جریمه کردن اِولین بدست بیاورد! اِولین همراه ویموند و پدرش به اداره دارایی می روند اما ناگهان رفتار ویموند عوض می شود و ادعا می کند ویموند دیگری از یک جهان موازی دیگر به نام آلفا است (آلفا چون سفر بین جهان های موازی اولین بار در آن جهان و توسط اِولین آن جهان ، اختراع شده!) و برای نجات همه جهان های موازی از دست موجود خبیثی به نام جوبوتوپاکی به کمک او احتیاج دارد و به این ترتیب همه چیز در اداره دارایی به هم می ریزد ... از آنجایی که دنیل ها به خوبی توانسته اند داستان بی سر و ته و بشدت شلوغ فیلمشان را کنترل کرده و به سرانجام برسانند ، فیلم با واکنش بسیار مثبت منتقدان و فیلم بین های حرفه ایی مواجه شده است . با این وجود مواردی هست که باعث می شود بنده از نمره فیلم کم کنم ؛ اشاره و ترویج همج.نس.گر.ایی که مطمئناً اولین موردش است ، سخت فهم بودن فیلم که باعث می شود بسیاری از تماشاگران عادی نتوانند با آن ارتباط برقرار کنند ، پرداخت فانتزی و بیش از حد غیر واقعی به برخی جهان های موازی متفاوت (مثل جهان انگشت سوسیسی ها ، عروسک ها و سنگ ها) که از نظر علمی بشدت نامحتمل و نشدنی هستند! و البته در نظر نگرفتن این واقعیت که بسیاری از انشعابات رخ داده در طول زمان می توانند منجر به این شوند که اصلاً اِولینی به وجود نیاید ، و این فرض اشتباه که در همه بیشمار جهان های موازی حتماً اِولینی وجود دارد (حالا به هر شکل که باشد!) .


(تماشای این فیلم به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و برخی سکانس های غیر اخلاقی ، بدون سانسور ، و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***

تصویر

شیفت روز

Day Shift
(2022)

جی جی پری بیش از سه دهه است که به شکل های مختلف (از سیاهی لشکر تا دستیار کارگردان) در هالیوود فعال بوده ، و بعد از این همه مدت " شیفت روز " اولین تجربه رسمی فیلمسازیش به حساب می آید ، آن هم براساس فیلمنامه نوشته یکی از محبوب ترین نویسندگان فیلم های اکشن این روزهای هالیوود یعنی شی هاتون (فیلمنامه نویس جان ویک 3 ، ارتش مردگان ، ارتش دزدان و ...) . با این وجود شیفت روز نه از کارگردانش که از فیلمنامه اش ضربه خورده است! فیلمنامه ایی بشدت کهنه و کلیشه ایی از تلفیق داستان های خون آشامی و جفت دو همکار ناجور به اضافه کمی اسنوپ داگ ، که این روزها سر و کله اش در همه جا پیدا می شود! و چنین فیلمنامه ایی از نویسنده آثار خلاقانه گفته شده ، واقعاً بعید است! در این فیلم جیمی فاکس نقش باد جابلونسکی را بازی کرده ، مردی که ظاهراً شغلش نظافت استخر است و جدا از همسر و دخترش زندگی می کند ، اما در واقع یک خون آشام کش حرفه ایی است که بخاطر عدم رعایت قوانین از اتحادیه اخراج شده و برای خودش کار می کند . اما همسرش تهدید کرده که می خواهد با دخترش از آن شهر برود و باد که می داند دندان نیش خون آشام ها در بازار سیاه قیمت چندانی ندارد ، برای تهیه پولی که باعث منصرف کردن همسرش شود مجبور می شود با کمک دوستش بیگ جان (اسنوپ داگ) دوباره به اتحادیه ملحق گردد . رئیس اتحادیه از باد متنفر است اما نمی تواند روی بیگ جان را زمین بیندازد برای همین ست (دیو فرانکو) را که یک کارمند دفتری است همراه باد می فرستد تا مراقب او باشد و نقض قوانینش را گزارش کند . از طرف دیگر باد در ابتدای فیلم خون آشام ظاهراً مسنی را به قنل می رساند که معلوم می شود دختر محبوب رهبر خون آشام های شهر بوده و حالا او و افرادش به دنبال انتقام گرفتن از باد هستند ... جیمی فاکس ، دیو فرانکو و حتی اسنوپ داگ تمام تلاششان را کرده اند تا حضورشان در حد و اندازه های یک فیلم سرگرم کننده موفق باشد ، اما موفقیتی در کار نیست وقتی داستان کاملاً کلیشه ایی و قابل پیشبینی است و بدتر اینکه برخی نکات جزئی فیلم اصلاً با منطق کلی آن جور در نمی آیند! با سفارش نتفلیکس ، این فیلم طوری ساخته شده که بتواند دنباله داشته باشد اما اسقبال مخاطبان و مشترکان نتفلیکس چندان امیدوار کننده نبوده است .

(تماشای این فیلم به دلیل وجود سکانس های متعدد خشن و برهی سکانس های غیر اخلاقی ، بدون سانسور ، و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)