تصویر

انیمه سریالی
کیمیاگر تمام فلزی

فصل اول

Fullmetal Alchemist
(2003-2004) :

یکی از محبوب ترین انیمه های تاریخ محصول استودیو بونز ژاپن به کارگردانی شیجی میزوشیما ، را قبلاً جسته و گریخته راجبش شنیده بودم و یکی-دو قسمتش را دیده ، اما اخیراً فرصت شد تا 51 قسمت فصل اول آن را کامل تماشا کنم (آن زمان هنوز مد نشده بوده هر فصل را در 15-10 قسمت خلاصه کنند!) این سریال داستان دو برادر است به نام های ادوارد و آلفونس الریک که مادرشان به تنهایی آنها را بزرگ می کند . دو برادر علاقه زیادی به کیمیاگری دارند و شنیده اند پدرشان که آنها را ترک کرده ، کیمیاگر بزرگی بوده است . بعد از اینکه مادر بیمار می شود و از دنیا می رود ادوارد و آلفونس سعی می کنند با کیمیاگری او را به دنیا برگردانند اما کاری که انجام می دهند بسیار خطرناک و ممنوعه است در نتیجه آلفونس تمام بدنش را و ادوارد یک دست و یک پایش را از دست می دهد . از آن به بعد آنها تمام تلاش خود را متمرکز می کنند روی یافتن سنگ فلاسفه که توانایی برگرداندن بدنشان را دارد و درگیر رقابت های خطرناک سیاسی کیمیاگران دولتی و توطئه های گروه مرموزی از نامیرایان می شوند ... شخصیت پردازی کاراکترهای متعدد انیمه فوق العاده است و اغلب آنها چه مثبت و چه منفی ، روندی از تکامل شخصیتی و اخلاقی را در طول داستان طی می کنند که باعث می شود برای بیننده مهم باشند و همه اینها بر می گردد به داستان بسیار قوی و چند لایه نوشته شده توسط هیرومو آراکاوا . در عین حال این داستان پر است از کنایه های سیاسی و مذهبی و واکنشی به درگیری ها و اختلافات مختلف جامعه امروز بشری و در واقع جهان خلق شده توسط آراکاوا بازتابی از جهان حقیقی است که در آخر فصل اول ، یکی از دو برادر به آن وارد می شود! فصل دوم که درباره تلاش های دو برادر برای دوباره به هم رسیدن خواهد بود ، را اگر دوبله شده باشد ، مشتاقانه پیگیری خواهم کرد .



(تماشای این سریال انیمه به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)


***       
 

تصویر

 

خارج از حصار

Outside the Wire

(2021) :

آینده ایی نچندان دور ، اوکراین!!! دچار فروپاشی سیاسی شده و گروه های روسگرا و ملی گرا در این کشور با یکدیگر درگیر هستند و نیروهای آمریکایی و سازمان ملل فقط کنترل بخش کوچکی از کشور را در اختیار دارند . یک کاربر نظامی پهبادهای عملیاتی به علت سرپیچی از دستور مافوق که منجر به کشته شدن دو سرباز خودی شده ، از آمریکا به منطقه امن اوکراین تبعید می شود تا در کنار یک افسر عجیب و مرموز خدمت کند و خیلی زود معلوم می شود این افسر نوع بسیار پیشرفته و محرمانه ربات های سایبورگ نسل جدید مجهز به هوش مصنوعی است و قصد دارد جلوی یک تروریست روسگرا برای دستیابی به بمب های هسته ایی شوروی سابق را بگیرد ... فیلم ساخته مایکل موفستروم خیلی چرت و پرت است و اصلاً داستان منسجم و قابل باوری ندارد . اوکراین را طوری نشان می دهد انگار یک کشور کوچک است که می توان به سرعت از یک طرف به طرف دیگرش رفت و از ملاقات با این گروه سر وقت به ملاقات با آن گروه رسید! تازه تصورش را بکنید در کشوری که دچار فروپاشی سیاسی شده یک بانک (یا موسسه مالی) هنوز فعال است و نگهبانان و کارکنانش طوری لباس پوشیده اند انگار هنوز خبر ندارند آن بیرون چه خبر است؟ از بازی های افتضاح و دیالوگ های بی سر و ته فیلم هم که دیگر چیزی نمی گویم . تنها دلیلی که باعث می شود این فیلم یک کوچولو ارزش وقتی که برایش تلف می شود را داشته باشد به دیدگاه نیروهای مقاومت یا همان ملی گراهای اوکراینی بر می گردد ؛ پهبادهای آمریکایی خیلی بیشتر از شورشیان روسگرا از مردم می کشند پس حقشان است که مزه یک بمب اتمی را بچشند! و بساطشان را از اوکراین جمع کنند .

  
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن به افراد کمتر از 11 سال توصیه نمی شود)

***        

تصویر

همسر محافظ آدمکش

The Hitman's Wife's Bodyguard

(2021) :

هرچقدر طنز بی ادبانه جاری در قسمت اول " محافظ آدامکش " بجا و بامزه بود ، در این یکی که باز هم توسط پاتریک هیوز کارگردانی شده ، بی مزه ، تکراری و در برخی لحظات تا حد حال به هم زنی غیر قابل تحمل است! داریوس کینکید (ساموئل ال جکسون) آدمکش حرفه ایی ، و مایکل برایس (ریان رینولدز) بادیگارد کار بلد و وسواسی ، بعد از وقایع فیلم اول هنوز با هم دوست هستند برای همین وقتی همسر داریوس (سلما هایک) پیش مایکل می آید و برای نجات شوهرش از او درخواست کمک می کند همراهش می رود و تبهکارانی را که داریوس را گروگان گرفته اند قلع و قمع می کنند غافل از اینکه یک ابرتبهکار شرور (آنتونیو باندراس) پشت این قضیه است ... تنها جنبه واقعاً بامزه فیلم مسائل مربوط به مایکل و پدرخوانده نابکارش (مورگان فریمن) است و در بقیه قضایا و داستان های اصلی و فرعی ، هیچ جنبه جالب توجه و قابل تحملی وجود ندارد . و واقعاً حیف که بعد از آن فیلم بامزه ، پرونده این مجموعه با این یکی بسته شده است!


  
(تماشای این فیلم به دلیل وجود برخی سکانس های خشن و غیر اخلاقی بدون سانسور و به افراد کمتر از 18 سال توصیه نمی شود)

***   
 

تصویر

رامبل

Rumble

(2021) :

انیمیشن کمپانی پارامونت به کارگردانی هامیش گریو ، جذاب و سرگرم کننده است و از این لحاظ توانسته موفق باشد ، اما مشکل اصلی از فیلمنامه است! هزاران سال قبل هیولاها و کایجوها از اعماق دریاها و زمین به سطح می آمدند و با هم می جنگیدند . کم کم این جنگ ها به سرگرمی محبوب انسان ها تبدیل شد و بتدریج کشتی کج هیولایی پدید آمد . شهر استوکر سال ها قبل قهرمان شکست ناپذیری داشت به نام ریبورن که همراه مربی اش در دریا غرق شد . شاختاکوپس قهرمان جدید هم بعد از پیروزی به استوکر خیانت کرد و به شهر دیگری رفت . حالا استوکر برای حفظ اعتبارش به قهرمان جدیدی نیاز دارد و وینی (دختر مربی فقید) این قهرمان را در وجود پسر تنبل و دست و پا چلفتی ریبورن می یابد ... اولاً داستان بشدت کلیشه ایی و قابل حدس است ، یعنی از آن داستان های " شکست خورده به پیروزی می رسد " است که کمترین انحرافی در پرداختن به این کلیشه ندارد . دوماً جهان داستانی خلق شده برای این انیمیشن کامل نیست! این درست که هزاران سال است هیولاهای چند صد تنی به شکلی مسالمت آمیز کنار انسان ها زندگی می کنند و انسان ها به حضور آنها عادت کرده اند ، اما با همه درگیری ها ، بزن و بکوب ها و انواع و اقسام اتفاقات ریز و درشتی که در طول فیلم می افتد ، خون از دماغ هیچ کس  نمی آید و انگار انسان ها جادویی ، چیزی بلدند که در کسری از ثانیه جا خالی بدهند تا زیر بدن هیولاها له نشوند! تازه در بیشتر لحظات فیلم حرکت و راه رفتن این هیولاهای کوه پیکر هیچ تاثیری بر محیط اطرافشان ندارد و آن معدود موارد مشخص هم فقط برای خلق لحظه ایی کمیک بوده نه اینکه بخواهند طبیعت و فیزیک گرانشی را در داستان داشته باشند . تصورش را بکنید که پیکسار با چنین سوژه ایی چه ها که نمی کرد!



***       

تصویر

فینچ

Finch

(2021) :

اولین فیلم میگوئل سپاچنیک آرژانتی الاصل در هالیوود یک فاجعه تمام عیار بود ، یک فیلم علمی-تخیلی بشدت بنجل و فراموش شدنی به نام " مصادره کنندگان " یا " شرخر " در سال 2010 . بعد از آن سپاچنیک راهی تلوزیون شد و در آنجا توانست بتدریج اسم و رسمی برای خودش بدست آورد تا جایی که کارگردانی دو قسمت از فصل پنجم " سریال بازی تاج و تخت " را بدست آورد . فینچ بعد از این همه مدت دومین تجربه فیلمسازی او است که البته بجای اکران در سینماها توسط اپل تی وی پلاس منتشر شد . ده سال قبل بر اثر طوفان خورشیدی لایه ازن آسیب دیده و پرتوهای فرابنفش ویرانگر نسل انسان را در آستانه انقراض قرار داده است . فینچ واینبرگ (تام هنکس) یک مهندس رباتیک است که در این سال ها توانسته خودش را حفظ کند اما اخیراً متوجه شده که در آستانه مرگ است به همین دلیل ربات هوشمندی طراحی می کند که پس از او بتواند از سگش مراقبت کند ... فیلمنامه نوشته کریگ لوک و آیوار پاول ، از نظر علمی نقاط ضعف فاحشی دارد ، ضمن اینکه بی اعتمادی محض فینچ نسبت به انسان های دیگر ، که باعث شده بجای تلاش برای پیدا کردن یک صاحب جدید برای سگش ، یک ربات بسازد ، کمی زیاده روی به نظر می رسد ، با این وجود از نظر درام فیلم جذاب و درگیر کننده ایی است و پایان غم انگیز آن هم با اینکه از همان ابتدا انتظارش را داشتیم ، چیزی نیست که نتواند تحت تاثیرتان قرار دهد . بازی تام هنکس هم طبق معمول خوب و سطح بالاست و تعامل او با رباتی که مطمئناً در زمان فیلمبرداری به شکلی که ما می بینیم نبوده ، کاملاً باور پذیر است .