تصویر

بیوه ها :

تریلر جنایی زنانه بیوه ها ساخته استیو مک کوئین (که فیلم قبلی اش " دوازده سال بردگی " برنده اسکار بهترین فیلم سال 2013 شده بود) محصول 2018 آمریکا از نظر کارگردانی مشکلی ندارد و مک کوئین به بهترین وجه از عهده این وظیفه بر آمده است . اما مشکل اساسی بیوه ها در فیلمنامه است! فیلمنامه ایی که مک کوئین به همراه خانم گیلین فلین (نویسنده رمان معروف " دختر گمشده ") آن را نوشته ایرادش این است که درباره انگیزه رفتار شخصیت ها توضیح نمی دهد! اغلب کاراکترهای اصلی تیپکالیزه شده اند و در نتیجه این دو در مقام نویسنده فیلمنامه انتظار داشته اند که تماشاگر به راحتی اهداف و انگیزه های آنها را حدس بزند در حالی که این مسئله در نهایت باعث سردرگمی و سرخوردگی تماشاگر می شود . بازی بازیگران عالی و یک دست است اما وقتی نمی توانند از آن تیپ بودن اجباری فیلمنامه خارج شوند ، چیز شاخصی هم برای عرضه در فصل جوایز برایشان نمانده است . از سوی دیگر بیوه ها یک فیلم تمام فمینیستی شعار زده است که باز به فیلمنامه اش بر می گردد ؛ همه مردهای اصلی فیلم یا شیطان صفت هستند یا در بهترین حالت رقت انگیز ، در حالی که زنان اصلی فیلم همگی آزار دیده و مظلوم واقع شده اند که در نهایت سعی می کنند روی پای خودشان بیاستند . انگار استیو مک کوئین و خانم فلین (که رمان چند لایه دختر گمشده اش با وجود داشتن لایه های فمینیستی ، نگاهی خاکستری به هر دو جنس دارد) برای اینکه بتوانند فیلمی تمام فمینیستی بسازند نشسته اند و چند فیلم اجتماعی ضد مرد ایرانی نگاه کرده اند!

***

تصویر

ترس و لرز 2 : هالووین تسخیر شده :

ترس و لرز 2 محصول 2018 آمریکا ساخته اری سندل دنباله نچندان با رابطی است بر فیلم " ترس و لرز " راب لترمن ساخته شده در سال 2015 . هالووین تسخیر شده مثل فیلم اول هم ترسناک است و هم کمدی-فانتزی ، اما داستانش شتاب بیشتری دارد و این شتاب باعث شده تا برخلاف فیلم اول فرصت کمتری برای معرفی و پردازش شخصیت های اصلی باقی بماند . داستان و رفتار شخصیت ها چنان بر پایه بدهیات پیش می رود که انگار سازندگان فیلم فراموش کرده اند اولین منطق فیلم این است که وقایع غیر عادی در یک دنیای عادی رخ می دهد . و همین نکته باعث شده تا فیلم در بیشتر دقایق احمقانه پیش برود و برخلاف فیلم اول که کمی سرگرم کننده بود ، عملاً هیچ وجه سرگرم کننده ایی برای افراد بالای 10 سال ندارد .

***

تصویر

پرندگان خشمگین 2 سینمایی :

محصول 2019 آمریکا به کارگردانی تروپ وان اورمان ، هم مثل ترس و لرز 2 از مشکل شتاب بیش از حد داستان رنج می برد اما دست کم در اینجا بیشتر شخصیت ها را از قسمت قبلی می شناختیم و چند شخصیت جدید هم اندک شخصیت پردازی قابل قبولی دارند . از سوی دیگر شوخی های پرندگان خشمگین 2 دو را می توان به دو دسته تقسیم کرد ؛ دسته اول که یا در ادامه شوخی های فیلم اول هستند یا راجب جوجه کوچولوهای شجاع و بی کله می باشند ، اینها بامزه اند بخصوص برای بچه ها ، اما دسته دوم شوخی ها که بیشتر به شخصیت های عقاب انیمیشن بر می گردد نتنها برای بچه ها گنگ و نامفهوم است ، بلکه برای بزرگترها هم چندان جذاب در نیامده و اتفاقاً ممکن است بزرگترها از وجود چنین مواردی در یک انیمیشن کودکانه ناراحت و معذب هم بشوند . با این وجود پرندگان خشمگین 2 آنقدر بامزه هست که از تماشایش پشیمان نشوید .

***

تصویر

به سوی ستارگان :

جدیدترین فیلم زیر ژانر فضایی-علمی-تخیلی هالیوود ساخته جیمز گری و بازی برد پیت و تامی لی جونز ، هرچند با استقبال نسبی منتقدان و تماشاگران مواجه گردید اما آنطور که انتظار داشتم به دلم نچسبید! این فیلم از نظر بنده دو اشکال اساسی دارد : اولاً نمی تواند لحن مشخصی به خود بگیرد! از یک طرف سعی دارد مثل فیلم " سولاریس " تارکوفسکی اثری فیلسوفانه و روان شناختی باشد و از طرف دیگر مثل " میان ستاره ایی " کریستوفر نولان ماجراجویانه و تماشاگر پسند ، اما در به کمال رساندن هر دو لحن ناکام مانده . به نظرم اگر گری روی یکی از این دو لحن تمرکز می کرد با اثری به مراتب بهتر مواجه می بودیم : یا مثل " سولاریس " محبوب منتقدان ، یا مثل فیلم نولان محبوب تماشاگران . اما دلیل دوم به اشتباهات فاحش علمی فیلم بر می گردد . کوارون در " جاذبه " ، نولان در " میان ستاره ای " و اسکات در " مریخی " ، چنان حواسشان به رعایت اصول علمی شناخته شده در فضا بوده که حتی سختگیرترین دانشمندان هم اعتراف کرده اند با وجود برخی اشتباهات کوچک این فیلم ها واقعاً لیاقت عنوان " علمی " را دارند . اما " بسوی ستارگان " در خیلی از موارد دقیق و علمی نیست و مرتکب اشتباهات فراوانی می شود که حتی از دید یک تماشاگر عادی مثل بنده هم پنهان نمی ماند! به عنوان مثال سفینه ایی که باید شخصیت اصلی را از مریخ به نپتون ببرد و هفته ها (فعلاً در واقعیت و از نظر محققان ناسا سفر یک سفینه سرنشین دار از مریخ به نپتون نزدیک  به 20 سال طول می کشد) در راه باشد ، فضای بسیار محدودی در حد یک موشک مداری کنونی دارد و اصلاً معلوم نیست سوخت و هوا و آذوقه در کجای این سفینه کوچک جا گرفته! یا در آخر فیلم وقتی صحبت از سیاره های غیر مسکونی منظومه های دیگر می شود تصاویری نشان داده می شود که همگی تصاویر قمرهای شناخته شده مشتری و زحل هستند و با یک سرچ ساده در گوگل قابل دسترس ، این یعنی سازندگان فیلم حتی اندکی برای تنوع سعی نکرده اند این عکس ها را دستکاری و تبدیل به تصاویری خیالی از سیاره های دور دست و ناشناخته نمایند! تنها چیز واقعاً جذاب این فیلم خود براد پیت است که تمام سعی اش را کرده کاراکترش مناسب لحن فیلسوفانه و روان شناختی فیلم باشد و لحن تماشاگر پسند و عامیانه بودن را نادیده گرفته است .

***

تصویر

داستان اسباب بازی 4 :

اصلاً فکر نمی کردم فیلم چهارم داستان اسباب بازی تا این حد جذاب ، متفاوت و درگیر کننده باشد و مطمئن هستم اگر اسکار بهترین انیمیشن سال را دریافت نکند در حقش جفا شده است! جاش کولی که سال ها در پیکسار سمت های مختلفی داشته ، این بار در اولین تجربه کارگردانی اش اولاً بخوبی توانسته به بزرگترهای استودیو ادای احترام کند و فیلمش را کاملاً وام دار سه فیلم قبلی بسازد اما در عوض شخصیت ها در این قسمت چنان پرداخت شده و چند لایه هستند که نظیرش را حتی در فیلم های زنده هم کمتر دیده ایم . مهمترین ویژگی شخصیت پردازی داستان اسباب بازی 4 این است که برخلاف قسمت های قبلی هیچ شخصیت سیاهی در آن نیست! حتی عروسکی هم که سعی می کند با کمک نوچه های ترسناکش با شخصیت های اصلی در بیافتد هم انگیزه های قابل دفاعی دارد و در نهایت ... در این یکی هیچ بچه تخص و خرابکاری وجود ندارد و عروسک ها از بودن با بچه ها لذت می برند ، بعلاوه در اینجا ما شاهد عروسک هایی هستیم که تعاریف متفاوتی از دادن لذت و شادی به بچه ها دارند . داستان اسباب بازی 4 انیمیشنی است که باید حتماً ببینید و به سن و سال خودتان هم توجه نکنید!

***

تصویر

خروج چاقوها :

فیلم ساخته رایان جانسون (سازنده فیلم های " لوپر " و " جنگ ستارگان : آخرین جدای ") این روزها بیشتر بخاطر فیلمنامه اش در جشنواره های معتبر آخر سال مورد توجه قرار گرفته و جوایزی را هم به خود اختصاص داده است . البته اشتباه نکنید! فیلم هم خوش ساخت است و هم مجموعه بزرگ بازیگران طراز اولش در نقش های خود عالی هستند (هرچند به علت تعدد کاراکترها عملاً بجز دو-سه کاراکتر خاص ، بقیه حضور چندانی در فیلم ندارند) . اما همانطور که گفتم نقطه قوت اصلی فیلمنامه اش می باشد! فیلمنامه نوشته خود رایان جانسون که بیننده را به یاد آثار آگاتا کریستی می اندازد اما پیچش های داستانی اش چنان ظریف و غافل گیرانه هستند که حتی خود خانم کریستی هم اگر زنده بود مطمئناً از دیدن آن هیجان زده می شد! فیلم داستان خانواده ثروتمند و به ظاهر خوشبخت پدر سالاری است که با مرگ ناگهانی و فجیع این پدر همه رازها توسط یک کاراگاه خصوصی آشکار می گردد ... تماشای این فیلم را هم از دست ندهید بخصوص اگر طرفدار آثار معمایی-جنایی با سبک و سیاق داستان های هرکول پوآرو و خانم مارپل هستید .

***

تصویر

فورد علیه فراری :

یادتان هست پارسال گفته بودم فصل جوایز 2019 داغ و هیجان انگیز خواهد بود؟ حالا خودم به حرف خودم رسیده ام! سال 2019 از آن سال هایی است که انتخاب بهترین فیلم سال برایم روز به روز دشوارتر می شود! تعریف " 1917 " سم مندز را زیاد شنیده ام و اینکه می گویند احتمال زیاد اسکار بهترین فیلم سال را خواهد گرفت ، اما هنوز آن را ندیده ام که شخصاً قضاوتش کنم . تا قبل از دیدن فیلم جیمز منگولد  سفت و سخت می گفتم اسکار بهترین فیلم سال باید به " مرد ایرلندی " اسکورسیزی برسد ، اما حالا که " فورد علیه فراری " را دیده ام دیگر نمی توانم تصمیم قطعی بگیرم! " مرد ایرلندی " بی شک در قد و قامت یک فیلم برنده اسکار است ، اما " فورد علیه فراری " هم لیاقت این جایزه را دارد! فیلمی که شدیداً مرا یاد فیلم " سخنرانی پادشاه " تام هوپر می اندازد! هوپر هم سال 2010 از یک داستان به ظاهر ساده و فاقد قطب منفی واقعی که همه هم از آن اطلاع داشتند ، فیلمی ساخت با فیلمنامه قدرتمند و درگیر کننده و مجموعه بازی هایی عالی و اسکارپسند و البته کاملاً کلاسیک و استاندارد . " فورد علیه فراری " هم دقیقاً همین ویژگی ها را دارد!  البته فیلم فاقد قطب منفی نیست اما برخلاف ظاهر قضیه قطب منفی در برابر تیم رانندگی فورد ، نه تیم رانندگی فراری ، که در واقع خود مدیران ارشد شرکت فورد هستند که مرتب چوب لای چرخ می گذارند و اجازه نمی دهند تیم رانندگی آنطور که خودشان می خواهند پیش بروند! مت دیمون و کریستیان بیل در این فیلم عالی هستند ، همینطور جان برنتال ، کاترینا بلف ، تریس لتز ، جاش لوکاس ، ری میکینون و ... اما انتظارم از نوآ جوپی نوجوان بیشتر بود! جوپی در فیلم اعجوبه (2017) عالی بود اما در یک جای ساکت (2018) بازی بشدت منفعلانه داشت (ظاهراً عمداً تا بازی عالی ملیسنت سیموندز ناشنوا را تحت الشعاع قرار ندهد) . در " فورد علیه فراری " هم بازی جوپی کنترل شده و زیر سطح عالی است چون ظاهراً منگولد نمی خواسته او از حد یک نوجوان معمولی وابسته به والدین فراتر برود . به هر حال " فورد علیه فراری " یک فیلم هنری همه چیز تمام است که بخوبی توانسته با تماشاگران ارتباط برقرار کند و پرفروش شود .