نقد کوتاه {17}

آنها نباید پیر شوند :
مستند " آنها نباید پیر شوند " مجموعه ایی است از تصاویر و فیلم های آرشیوی باقی مانده از جنگ جهانی اول که به همت پیتر جکسون (کارگردان سه گانه ارباب حلقه ها) ترمیم ، اصلاح رنگ و تدوین شده و با نوارهای صوتی ضبط شده از کهنه سربازان آن جنگ که دهها سال قبل خاطراتشان را بازگو نموده اند ، صدا گذاری شده است! و تمام این اعمال به بهترین شکل ممکن هم انجام گرفته اند و این مستند را از بعد فنی به یک نمونه بی همتا تبدیل نموده اند . اما نکته بسیار مهم این است که راویان این مستند بطور کامل از بین سربازان یا افسران رده پایین هستند و بنابراین وقایع جنگ جهانی اول از نگاه آنها بیان می شود . این ویژگی یک رویه مثبت دارد و یک رویه منفی! رویه مثبت این است که منابع موجود مطالعاتی از جنگ جهانی اول عمدتاً نگاهی کلی به رخدادها دارند و وقایع را از نگاه کارشناسان و تحلیل گران و ژنرال ها ثبت کرده اند و نمی توانند این نکته را که سربازان خط مقدم در دل آن وقایع چه احساسی داشته اند منتقل نمایند . اما رویه منفی قضیه این است که سربازان راوی فیلم با همه گله هایی که از کمبودها و مشکلات دارند ، کمتر تصمیم فرماندهان و سیاستمداران را زیر سئوال می برند و با شرایط کنار می آیند! در واقع کل چیزی که مستند " آنها نباید پیر شوند " می گوید این است که جوانان انگلیسی و فرانسوی و آلمانی که در سال 1914 عازم جبهه های جنگ شدند بخاطر حس میهن دوستی که داشتند دست به این کار زدند و سال 1918 که به خانه هایشان برگشتند از آنچه در کنار همرزمانشان گذرانده بودند پشیمانی نداشتند حتی اگر مردم عادی نتوانند آنها را درک کنند!
***

هدیه سریع و آتشین : هابز و شاو :
نهمین فیلم از مجموعه سریع و آتشین که به اشتباه برخی آن را به عنوان سریع و آتشین 9 می شناسند! همانطور که از اسمش پیداست یک میان وعده می باشد برای سرگرم نگه داشتن طرفداران مجموعه تا زمان آماده شدن فیلم اصلی بعدی! چیزی که اصطلاح فنی اش می شود اسپین آف! و باز همانطور که از اسم فیلم مشخص است قهرمانان آن هابز (دواین جانسون) و شاو (جیسون استتهام) هستند و از دومنیک تورتو (وین دیزل) و نوچه هایش خبری نیست! فیلم یک اکشن سریع و سرپا است با کلی داستانک های فرعی و بازیگران معروفی که خیلی هایشان فقط در حد یکی-دو دقیقه در فیلم دیده می شوند و لابد قرار است در فیلم های بعدی حضور بیشتری داشته باشند . اما اصلاً حرف داستان و فیلمنامه را نزنید و فقط از تماشای وجه سرگرم کننده آن لذت ببرید . انتقاد بجایی هم که خیلی از منتقدان به این فیلم وارد کرده اند این است که بجز دو کاراکتر اصلی اش ، هیچ وجه مشترک دیگری با فیلم های مجموعه سریع و آتشین ندارد و بیشتر به فیلم های جیمز باند یا ماموریت غیر ممکن شبیه شده . البته از حق نباید گذشت که خالی بندی ها و نقض قوانین جاذبه نیوتونیش را از چند فیلم اخیر مجموعه خودش به ارث برده است!
***

پادشاه :
جدیدترین ساخته دیوید میچد هرچند چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفته اما شخصاً اگر اسمش را در لیست نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم سال ببینم با وجود همه مدعیان و نام های بزرگی که امسال حضور دارند ، تعجب نخواهم کرد! چون به شخصه از تماشای آن لذت بردم . برای اینکه بتوانم منظور خودم را برسانم باید فیلم را با چند اثر مشابه مقایسه کنم . در مقایسه با شجاع دل (1995) مل گیبسون ، فیلم درام کمتری دارد و بیشتر روی وقایع مهم اوایل سلطنت هنری پنجم تمرکز می کند ، اما در مقایسه با پادشاه یاغی (2018) خیلی دراماتیزه تر و روان تر است! در عین حال نبرد آژینکورتی که در فیلم می بینیم به همان هولناکی و دقیقی نبرد استرلینگ بریج فیلم شجاع دل است و از این حیث سازندگان هیچ محدودیتی نداشته اند! از سوی دیگر فیلم توانسته مناسبات موجود در دربار انگلستان اوایل قرن پانزدهم را تقریباً به همان خوبی نشان دهد که در فیلم الیزابت (1998) شکار کاپور مشابهش را دیده بودیم و از افتادن به دام نمایش های تمثیلی و پر اغراق مشابه فیلم الکی بزرگ شده سوگلی (2018) یورگوس لانتیموس ، خودداری شده است . از سوی دیگر بازی های فیلم هم تقریباً همگی یک دست و سطح بالا هستند و بخصوص بازی های تیموتی شالامی (در نقش هنری پنجم) و شان هریس و جوئل ادگرتون (مشاوران هنری) لیاقت نامزدی اسکار دارند ، فقط بازی افتضاح روبرت پاتینسون (در نقش شاهزاده فرانسوی دوپین) است که به این یک دستی لطمه می زند! و البته پادشاه از آن فیلم های تاریخی شدیداً مرد محور است که هیچ شخصیت کلیدی خانمی ندارد و به همین خاطر معدود هنرپیشگان خانم فیلم هم فرصت به رخ کشیدن هنر بازیگریشان را نیافته اند (که البته برای سانسورچی ها خبر خوبی است چون صرف نظر از ملاحظات سیاسی و خشونتی ، از نظر اخلاقی کل صحنه های نامناسب فیلم 5 دقیقه هم نمی شود!)
bamn ، همه جا bamn است!