نقد کوتاه (15)
![]()

سریال روانکاو :
سریال جنایی The Mentalist که نزدیکترین معادل فارسی به آن عبارت " روانکاو " می باشد را یکی،دو سال قبل از یکی از شبکه ها جسته و گریخته دنبال می کردم و خیلی دلم می خواست آن را به طور کامل تماشا کنم که این فرصت در چند هفته اخیر دست داد . سریال محصول سی بی اس آمریکا که در هفت فصل طی سال های 2008 تا 2015 پخش گردید ، داستان مرد شیادی است که با ادعای ارتباط با ارواح شهرتی برای خود دست و پا کرده اما در این بین همسر و فرزندش قربانی یک قاتل سریالی خطرناک می شوند و از آن پس تمام هدف و توجه این مرد همکاری با پلیس برای یافتن قاتل خانواده اش می شود ... سریال روانکاو برای دوستداران سریال های جنایی-معمایی بسیار جذاب و درگیر کننده است و فیلمنامه در طی شش فصل تلاش و جستجوی قهرمان داستان برای یافتن قاتل با هوشمندی و البته خست فراوان بیننده را مجبور به همراهی با سریال می نماید . فقط فصل هفتم است که کمیتش لنگ می زند! آن هم چون عنصر اصلی یعنی رویارویی قهرمان و قاتل سریالی در آن غایب است و همه توجه سازندگان فقط بر این نکته متمرکز بوده که آیا می توانند بدون این تقابل باز هم سریال را کش دهند؟ و هنگامی که با بازخورد منفی مواجه شدند پرونده سریال را در پایان فصل هفتم بستند . در کنار فیلمنامه ، بازی بسیار عالی و باور پذیر سیمون بیکر با آن طنز جاری و غم همزمانش ، دیگر نقطه قوت و جذابیت سریال است و نمی توان باور کرد این سیمون بیکر همان سیمون بیکری است که ده سال قبل از شروع سریال روانکاو نقش کوتاه یک ژیگلوی هرزه را در فیلم " محرمانه لس آنجلس " بازی کرده بود!
***
مردان سیاهپوش بین المللی :
فیلم اول مردان سیاهپوش در سال 1997 در زمان خودش یک پدیده انقلابی بود! فیلم دوم فقط با هدف موج سواری بر موفقیت فیلم اول ساخته شد و حرف تازه ایی برای گفتن نداشت . فیلم سوم در سال 2012 هم نسبت به فیلم دوم بهتر بود و هم به یکی-دو سئوال بی جواب از فیلم اول پاسخی احساس برانگیز داشت! اما مردان سیاهپوش بین المللی که امسال اکران شده آن هم بدون حضور ویل اسمیت و تامی لی جونز ، از همان ب بسم الله مشکل دارد و در حالی که دستش برای تماشاگر رو است و نمی تواند گره گشایی پایانی را مخفی کند ، از سایر جنبه ها هم در گرفتن تایید از تماشاگرش ناموفق است . البته مردان سیاهپوش بین المللی آنقدر بد نیست که تماشاگر حاضر نباشد آن را تا انتها تماشا کند ، اما وقتی فیلم تمام شود اگر بالای 12 سال داشته باشید و سه فیلم قبلی را دیده باشید ، مطمئناً نتیجه گیریتان ضعیف تر بودن فیلم نسبت به همه آنهاست!
***

مرد عنکبوتی : دور از خانه :
بعد از پایان باشکوه انتقامجویان در " پایان بازی " ، اولین و مهمترین چالش مارول در ساخت " مرد عنکبوتی : دور از خانه " به تصویر در آوردن دنیای پسا انتقمجویان و پسا محو موقت بوده که تا حدود زیادی در رسیدن به این مهم موفق عمل نموده است . کسانی که پنج سال از دنیا غایب بوده اند مشکلاتی دارند و باید با بعضی تغییرات کنار بیایند ، و در این بین پیتر پارکر که مرشدش را هم از دست داده با چالش های بیشتری مواجه است . دور از خانه با اینکه به پرفروش ترین فیلم مجموعه فیلم های مرد عنکبوتی تبدیل شده اما کمی از " بازگشت به خانه " ضعیف تر است ، دلیلش هم تمرکز بیش از حد فیلم بر علاقه پارکر به ام جی است که باعث می شود تعادل کاملی بین دو وجه ابرقهرمانی و کمدی دبیرستانی فیلم برقرار نباشد . نکته دیگری که ممکن است تماشاگران حرفه ایی فیلم های مارول را در طول تماشای این فیلم آزار دهد این است که چرا شخصیت مکار و شکاکی مثل نیک فیوری اینقدر راحت به دام فریب افتاده ، که البته پاسخ این نکته در آخر فیلم نهفته است! اما با دعوای حقوقی که بین والت دیزنی و سونی پیش آمده سرنوشت ادامه حضور مرد عنکبوتی در کنار سایر ابرقهرمانان مارول نامشخص است و باید فیلم را با علم به این نکته ناراحت کننده تماشا کنید که ممکن است فیلم بعدی مرد عنکبوتی دوباره از نو داستان این ابرقهرمان را شروع کند!
![]()
bamn ، همه جا bamn است!