تصویر

چه بر سر دوشنبه آمد :

فیلم محصول 2017 انگلستان ، هرچند کم بضاعت است و با بودجه آنچنانی ساخته نشده ، اما در ترسیم دنیای پنجاه سال بعد که بر اثر بحران افزایش جمعیت در آستانه نابودی قرار دارد ، نسبتاً موفق عمل کرده است . فیلم ایده جالبی دارد و داستان با قوت آغاز می شود و همین مسئله باعث می گردد تماشاگر حاضر شود فیلم را تا انتها دنبال کند ، اما از اواسط فیلم چرخ داستان شروع می کند به لنگ زدن و در پرده پایانی که با غافلگیری نهایی مواجه می شویم ، هرچند این غافلگیری ناخوشایند نیست اما منطقش را نمی توان بطور کامل پذیرفت ! بعلاوه سازندگان برای افزایش هیجان این پرده آخر دست به تدابیر بچه گانه ایی زده اند که بیشتر توهین به شعور مخاطب است . با این وجود فیلم ارزش تماشا و تفکر را دارد و در آخر آخر هم با آن تمام شدن پر معنی از ما می پرسد " آیا واقعاً حق با آدم بده نبود؟! " .

***

تصویر

پادشاه یاغی :

فیلم محصول 2018 انگلستان ، از نظر ترتیب زمانی وقوع داستان به حوادث پس از ماجرای فیلم شجاع دل (1995) مل گیبسون می پردازد ، اما این فقط ظاهر قضیه است! نه رابرت بروس این فیلم ، رابرت بروس شجاع دل است و نه ادوارد اولش! این فیلم نسبت به شجاع دل بیشتر به تاریخ وفادار است و سعی کرده دید بیطرفانه تری به مسئله جنگ های استقلال اسکاتلند در اوایل قرن چهاردهم میلادی داشته باشد . تنها ایرادش این است که در واقعیت حوادث در یک مقطع تقریباً 10 ساله اتفاق افتاده اما فیلم از ابتدا تا انتها طوری پیش می رود که انگار همه این اتفاقات در نهایت یک سال طول کشیده اند! صرف نظر از این نکته ، فیلم به عنوان یک اثر ژانر تاریخی خوش ساخت و استاندارد است اما مثل شجاع دل شخصیت پردازی های قوی ندارد ، برای همین با وجود بهره گیری از یک دو جین بازیگر مطرح و پرطرفدار ، عملاً در جذب مخاطبان ناکام بوده و در گیشه شکست خورده است . فیلم های تاریخی (مثل شجاع دل یا اسپارتاکوس استنلی کوبریک) وقتی موفق و ماندگار هستند که بتوانند با شخصیت پردازی قوی حس همدردی و همزاد پنداری را در مخاطب بیدار نمایند و صرفاً نمایش تصویری واقعیت نباشند!!!