فصل جوایز سینمایی 2018-2019 (3)
...
سال 2012 :
آرگو ، و ما ادراک آرگو؟!!! ... می خواهم ببینم کسی پیدا می شود که جرات کند و بگوید انتخاب فیلم افلک به عنوان بهترین فیلم سال توسط آکادمی ، انتخابی کاملاً سیاسی نبوده است?! آن هم در رقابت با سه فیلم شاهکار لینکلن استیون اسپیلبرگ ، زندگی پی آنگ لی و جنگو رها از بند کوئنتین تارانتینو! آن هم در حضور فیلم های قابل دفاع جانوران وحشی جنوبی بن زتلین ، بینوایان تام هوپر و دفتری با خطوط نقره ایی دیوید او راسل! آن هم در حضور عشق میشل هانکه و سی دقیقه بامداد کاترین بیگلو که با اینکه فیلم های خوبی بودند اما حضورشان در بین نامزدها به معنای نادیده گرفته شدن فیلم های بهتری مثل خیزش شوالیه تاریکی کریستوفر نولان ، اسکای فال سام مندز ، غیرممکن جی.ای بایانا و بی قانون جان هیلکات بود! سال 2012 یکی از بهترین سال های سینمای هنری هالیوود بود اما بدترین انتخاب ممکن به نامش ثبت گردید!
*
سال 2013 :
هرچقدر هنری سازان هالیوود سال 2012 سعی کردند شکوه و ابهت این بخش از سینما را احیا کنند ، به همان نسبت هنری سازان سال 2013 بیشتر به سمت آثار کوچک و ویژه مخاطب خاص رفتند! نتیجه اش هم شد برنده شدن 12 سال بردگی استیو مک کویین که هرچند فیلم خوبی بود ، اما اگر مثلاً به جای سال 2013 ، سال 2012 اکران شده بود ممکن بود حتی به جمع نامزدهای نهایی هم راه پیدا نکند! رقیب اصلی فیلم مک کوئین جاذبه آلفونسو کوارون بود که به عنوان یک فیلم علمی-تخیلی با دقت طراحی شده ، هم تماشاگران را جذب کرد ، هم منتقدان را ، و هم دانشمندان را! فقط بدی اش این است که برای امثال بنده نتیجه تماشای این فیلم سردرد و سرگیجه بود! دو رقیب جدی دیگر اخاذی آمریکایی دیوید او راسل و گرگ وال استریت مارتین اسکورسیزی ، زیادی روی مسائل جنسی و غیر اخلاقی در داستانشان مانور می دادند بخصوص دومی که حسابی هم جنجال آفرین شد . کلوب مشتریان دالاس جان مارک ولی هم با اینکه از نظر بازی هنرمندانه ستارگانش قابل ستایش است اما تلاش عبث کارگردان برای توجیه رفتارهای ضد اخلاقی جنسی ارزش اجتماعی فیلم را پایین آورده! کاپیتان فیلیپس پال گرین گرس هم که فیلم میان مایه ایی بود الکی بزرگ شده! او اسپایک جونز ، نبراسکا الکساندر پین و فیلومنا استفان فریرز هم که آنقدر زدن حرف های مهم برایشان اهمیت داشته یادشان رفته بود باید در گوشه ذهن مخاطبان باقی بمانند! می شد بجای این سه فیلم آثار ماندگار تری مثل شتاب ران هاوارد ، پیشکار لی دنیلز یا زندانیان دنیس ولینو را نامزد کرد!
*
سال 2014 :
و باز یک سال یخ دیگر! کم کم فاصله سال های پر هیجان فصل جوایز در بین سال های بی رونق و کم جان در حال افزایش است! مرد پرنده ایی الخاندرو گونزالس ایناریتو در شرایطی اسکار بهترین فیلم را به خانه برد که بجز تعداد معدودی از منتقدان و فیلم بین های خیلی سطح بالا ، هیچکس نتوانست با آن ارتباط برقرار کند و از هرکس راجبش بپرسی فقط از بازی هنرمندانه مایکل کیتون خواهد گرفت و فیلمبردای مبتکرانه اش! نه فیلمنامه سر و تهی داشت که در یاد بماند و نه بقیه جزییات فیلم! در واقع اصلاً نمی توانید باور کنید مرد پرده ایی را همان کارگردانی ساخته که سال بعدش بازگشته از مرگ را رو کرد! اسکار بهترین فیلم آن سال حق میان ستاره ایی کریستوفر نولان بود ، اما حتی حاضر نشدند فیلم را به جمع نامزدهای نهایی راه بدهند! یا حداقل پسرانگی ریچارد لینکلیتر را انتخاب می کردند که از منتقدان متاکرتیک نمره کامل 100 از 100 را گرفت! هتل بزرگ پوداپست وس اندرسون ، بازی تقلید مورتن تیلدام ، سلما اوا دورنی ، تئوری همه چیز جیمز مارش و ویپلش دیمن چزل همگی فیلم های خوبی بودند اما نه آنقدر خوب که برنده شوند . تک تیرانداز آمریکایی کلینت ایستوود هم همانقدر بد بود و نامزد شدنش ناجوانمردانه ، که نادیده گرفته شدن گرانتورینو ، بچه عوضی و تسلیم ناپذیرش ناجوانمردانه بود!!! در عوض می شد شبگرد دان گیلوری یا دختر گمشده دیوید فینچر را برای نامزدی در نظر گرفت .
*
سال 2015 :
بعد از دو سال کسالت بار ، دوباره به سالی رسیدیم که اغلب فیلم های هنری اش واقعاً دوست داشتنی بودند! با اینکه همچنان معتقدم اسکار بهترین فیلم این سال حق بازگشته از مرگ ایناریتو بود همانقدر که اسکار مرد پرنده ایی حقش نبود! فیلم برنده نورافکن ساخته تام مک کارتی را هم دوست دارم ، مریخی ریدلی اسکات را هم دوست دارم ، کوتاهی بزرگ آدام مک کی را هم دوست دارم ، اتاق لنی آبراهمسون را هم دوست دارم ، حتی مکس دیوانه : جاده خشم جورج میلر را هم دوست دارم ، و حتی پل جاسوس ها ی اسپیلبرگ را هم هرچقدر بیشتر تماشا می کنم بیشتر برایم جذاب می شود! فقط بروکلین جان کراولی را ندیده ام اما می دانم که فیلم خوبی است! و باز در عجبم که چرا با وجود کلی فیلم خوب دیگر مثل هشت نفرت انگیز کوئنتین تارانتینو ، کرید رایان کوگلر و استیو جابز دنی بویل ، چرا آکادمی از همه 10 ظرفیت اعلام نامزدهای نهایی استفاده نکرد؟!
*
سال 2016 :
انتخاب عجیب و غریب و پر حاشیه مهتاب بری جنکینز به عنوان بهترین فیلم سال دقیقاً همان چیزی بود که خیلی ها در هالیوود نیاز داشتند تا شرم و حیا را کنار بگذارند و به اسم آزادی بیان و آزادی عشق و آزادی هنر هر غلطی دلشان می خواهد بر پرده سینما انجام بدهند! با اینکه علاقه چندانی به ژانر موزیکال ندارم اما می دانم که بی برو برگرد اسکار آن سال حق لالالند دیمون چزل بود! ورود دنیس ولینو ، حصارها دنزل واشنگتن ، ستیغ اره ایی مل گیبسون ، جهنم یا آب خنک دیوید مکنزی ، شخصیت های پنهان تئودور ملفی ، شیر گرت دیویس و منچستر ساحلی کنت لنورگان همگی فیلم هایی خوب و قابل ستایش هستند که نامزدی حقشان بود اما چرا دوباره باید از کلینت ایستوود اسم ببرم و نادیده گرفته شدن فیلم خوبش یعنی سالی؟!
*
سال 2017 :
پارسال فکر می کردم حتماً شکل آب گیلرمو دل تورو شاهکاری در حد و اندازه های هزار توی پن است که اسکار بهترین فیلم سال را تصاحب کرده . اما چند وقت پیش که فیلم را دیدم حتی به اندازه پسر جهنمی هم از فیلم خوشم نیامد!!! صرف نظر از اینکه تقریباً همه کاراکترهای اصلی فیلم عقده های روحی و جنسی دارند و کارگردان هم باید حتماً آنها را نشان می داده! ، اصلاً چیزی به نام فیلمنامه در کار نبود! دل تورو در حد یک صفحه خلاصه داستان را نوشته بود و بعد با همان یک صفحه دو ساعت فیلم را بدون توجه به جزئیات و ریزکاری های داستان ساخته! آن زمان دلم می خواست دانکرک کریستوفر نولان برنده شود ، اما حالا با اطمینان کامل می گویم این حق مارتین مک دوناگ و فیلم عالی اش سه بیلبورد خارج از ابینگ ، میسوری بوده که خورده شده!!! تاریک ترین ساعت جو رایت و پست استیون اسپیلبرگ را هم دیده ام و دوست داشتم . برو بیرون را هم دیده ام اما معتقدم با وجود فیلمنامه چالش برانگیزی که داشت در آن حدی که بزرگش کردند نبود! لیدی برد گرتا گروینگ و نخ شبح پال توماس اندرسون را ندیده ام اما می دانم که لیاقت نامزد شدن را داشته اند! بزرگترین مشکلم با فیلم ضد اخلاقی مرا به نام خودت بخوان لوکا گوداگینو است که چپ و راست تشویق شد و شاید اگر ترس آکادمی از متهم شدن به جریان سازی برای فساد نسل جوان نبود ، اسکار بهترین فیلم سال را به این یکی می دادند! و همه اینها در شرایطی بود که دو شاهکار بیبی راننده ادگار رایت و بلیدرانر 2049 دنیس ولینو عملاً نادیده گرفته شدند!
ادامه دارد ...

bamn ، همه جا bamn است!