...

سال 2006 :

در آن سال بالاخره فیلمی از مارتین اسکورسیزی برنده اسکار بهترین فیلم سال شد! فیلمی که اصلاً هم در حد و اندازه بهترین آثار این کارگردان نبود! مرحوم با وجود حضور بازیگران بزرگی مثل جک نیکلسون و لئوناردو دی کاپریو حتی به اندازه فیلم اصلی که از آن اقتباس گرفته بود (یعنی فیلم هنگ کنگی اعمال شیطانی) جذابیت نداشت با این وجود در نبود رقبای قدر و هم سنگ بهترین فرصت بود تا آکادمی آنچه را که سه دهه از فیلم های اسکورسیزی دریغ کرده بود جبران نماید! دوشیزه کوچولو آفتاب (ساخته جاناتان دیتون و والری فریس) ، ملکه استفان فریرز ، بابل الخاندرو گونزالس ایناریتو و تا حدود کمتری نامه هایی از یوجیماکلینت ایستوود امروز دیگر فراموش شده اند ، اما فیلمی که از آن سال در یادها مانده هزارتوی پن گیلرمو دل تورو است که انتخابگران آکادمی با کج سلیقگی آن را به بخش فیلم های غیر انگلیسی زبان فرستادند تا مغلوب درام کوبنده زندگی دیگران فلورین هنکل شود!

*
سال 2007 :

بی چک و چانه اسکار بهترین فیلم آن سال مال جایی برای پیرمردها نیست برادران کوئن بود! حتی با وجود شاهکاری مثل خون ریخته خواهد شد پال توماس اندرسون! سه فیلم نامزد دیگر هم آثاری سطح بالا بودند ؛ تاوان جو رایت ، مایکل کلایتون تونی گیلوری و حتی جونو جیسون رایتمن ، آثاری بودند که استحقاق نامزدی اسکار را داشتند و البته آن سال کم نبودند فیلم های خوب دیگری که این لیاقت را داشتند اما سهمیه به آنها نرسید ، فیلم هایی مثل گانگستر آمریکایی ریدلی اسکات و اولتیماتوم بورن پال گرین گرس و ...

*
سال 2008 :

اسکار گرفتن میلیونر زاغه نشین دنی بویل را باید یک نقطه عطف در تاریخ هالیوود دانست . فیلم بویل صرف نظر از جنبه های فرهنگی و اجتماعی اش از نظر هنری هم استحقاق کسب جایزه اسکار بهترین فیلم سال را داشت . فیلمی که باعث شد آمریکایی ها از لاک خودشان خارج شوند و توجه بیشتری به سینمای ملل دیگر نشان دهند . با این وجود خود فیلم بویل آنقدرها در یادها نمانده و در عوض رقیب اصلی اش یعنی وضعیت عجیب بنجامین باتن دیوید فینچر را همه به خاطر می آورند! سه فیلم دیگر نامزد اسکار بهترین فیلم سال را هم که هیچکس به خاطر نمی آورد! فراست/نیکسون ران هاوارد ، میلک گاس ون سنت و کتابخوان استفان داردلی همگی فراموش شده اند و در عوض همه یادشان مانده که آکادمی چه ظلم بزرگی کرد با نامزد نکردن شوالیه تاریکی نولان و البته دو فیلم عالی گرانتورینو و بچه عوضی از کلینت ایستوود . اصلاً نامزد نشدن فیلم نولان بود که باعث شد تعداد فیلم های نامزد اسکار بهترین فیلم سال را از دوره های بعدی افزایش دهند!!!

*
سال 2009 :

یک حق خوری دیگر توسط آکادمی! در برابر فیلم عظیم و دوران ساز آواتار جیمز کامرون ، داوران آکادمی جعبه درد کاترین بیگلو را انتخاب کردند فقط برای اینکه ثابت کنند مثل زمان ارباب حلقه ها اسیر جنجال های تبلیغاتی نخواهند شد! حالا بماند که بیگلو هم به عنوان همسر سابق کامرون از او چندان دل خوشی نداشت و آکادمی می خواست با انتخاب وی به عنوان اولین کارگردان زنی که فیلمش برنده جایزه اسکار می شود ژست حمایت از بانوان را بگیرد! در شبی که همه از انتخاب جعبه درد در برابر آواتار غافلگیر شدند ، رقبای دیگر هیچ ادعایی برای این جایزه نداشتند! سمت تاریک (یا نقطه کور یا محوطه خطا ، بستگی دارد کدام ترجمه را قبول داشته باشید!) جان لی هنکاک برای این هنوز در یادها مانده چون هیچکس نمی تواند فراموش کند که خانم ساندرا بولاک در یک شب هم جایزه بهترین بازیگر زن سال را گرفت و هم جایزه بدترین بازیگر زن سال را! علمی-تخیلی منطقه 9 نیل بلوم کمپ هم با آن لایه های آشکار سیاسی و ضد نژادپرستی اش آنقدر خوب بود که توجه آکادمی را به این ژانر جلب کرد و در سال های بعد آثار علمی-تخیلی دیگری هم توانستند نامزد شوند! اراذل بی آبرو تر و تمیز ترین!!! فیلم کوئنتین تارانتینو نسبت به سایر فیلم هایش بود و برای همین پرفروش هم شد! انیمیشن بالا به کارگردانی پیتر داکتر هم اولین محصول استودیو پیکسار بود که آکادمی آن را در حد نامزد شدن برای اسکار بهترین فیلم سال به رسمیت شناخت! اما یک آموزش لنی شرفینگ ، پرشس لی دنیلز ، یک مرد جدی برادران کوئن و پا در هوا جیسون رایتمن فیلم هایی هستند که با وجود گذشت کمتر از یک دهه باید آنها را فراموش شده تلقی نمود! و واقعاً حیف بود که به جای دو تا از اینها حداقل تسلیم ناپذیر کلینت ایستوود و جولی و جولیا نورا افرون را نامزد نکردند!

*
سال 2010 :

رسیدیم به حرف های تکراری! جسته و گریخته از گوشه و کنار شنیده ام که کم کم دارند می گویند سخنرانی پادشاه نباید اسکار می گرفت و حق شبکه اجتماعی دیوید فینچر بود! اما بنده همچنان طرفدار فیلم تام هوپر هستم و کوتاه نمی آیم! پارسال گفتم که تا به حال 10 بار فیلم را دیده ام ، امسال هم می گویم تا به حال 13-14 بار فیلم را دیده ام و همچنان حاضرم ببینم! 127 ساعت دنی بویل ، قوی سیاه دارن آرنوفسکی ، مشت باز دیوید او راسل ، سرآغاز (یا تلقین) کریستوفر نولان ، داستان اسباب بازی 3 لی آنکریج ، شهامت برادران کوئن و استخوان زمستان دبورا گرانیک (با معرفی جنیفر لاورنس) همگی فیلم هایی بودند که شایستگی حضور در فهرست بهترین فیلم های سال را دارند . فقط ای کاش بجای فیلم بحث برانگیز بچه ها خوبند لیزا کولیدنکو ، جزیره شاتر اسکورسیزی را نامزد می کردند!

*
سال 2011 :

در مورد این سال هم نظرم تقریباً همان است که قبلاً گفته بودم! هنرپیشه میشل هازانویس به حقش رسید و هوگو مارتین اسکورسیزی بیشتر در جنبه های فنی برتری داشت تا فیلمنامه و بازیگری! فرزندان الکساندر پین ، کمک (یا خدمتکار) تاد تیلور ، نیمه شب در پاریس وودی آلن ، مانی بال بنت میلر ، درخت زندگی ترنس مالیک و اسب جنگی استیون اسپیلبرگ همگی در جای خودشان قرار دارند اما صدای بلند و فوق العاده نزدیک استفان داردلی را اخیراً دیدم و اصلاً در حد و اندازه های نامزدی اسکار نبود! آخر انتخابگران آکادمی چه فکری پیش خودشان کرده بودند که بجای فیلم محشری مثل سلحشور گوین اوکانر ، این فیلم را نامزد کردند و تازه سهمیه دهم را هم خالی گذاشتند که می توانست به راندن نیکلاس وندینگ روفن یا حتی هری پاتر و هدایای مرگ قسمت دوم دیوید یتس برسد!!!

*

ادامه دارد ...