گزارش داوری افتخار زرین (4)
گزارش داوری افتخار زرین (۴) :
برف روی کاج ها ، چه خوبه که برگشتی ، تلفن همراه رئیس جمهور
و خودرنی

برف روی کاج ها (پیمان معادی) : خب یعنی چی؟ این فیلم چی می خواست بگه؟ آقای فرهادی رفت فرانسه تا در محل مناسب داستانی که در نظر دارد را تعریف کند . اما آیا داستان برف روی کاج ها در محل مناسبی تعریف شده است؟ به نظر بنده که این فیلم لیاقت " کبک شیشه ای بی معنی ترین فیلم مثلاً هنری سال را دارد . البته تا اینجا!

چه خوبه که برگشتی (داریوش مهرجویی) : استاد مهرجویی! شما هرچقدر دلتان می خواد به منتقدان بد و بیراه بگویید و آنها را به انواع و اقسام تهمت ها و فحش ها مهمان کنید . اما خدا وکیلی یک سئوال دارم؛ شما قبل از ساختن چه خوبه که برگشتی چند تا از فیلم های اخیر آدام سندلر را تماشا نکرده بودید؟ آخه این چه افتضاحی است که در این سن و سال و با این همه سابقه ساخته اید؟ حداقل نارنجی پوش را می شد تماشا کرد و از بعضی قسمت هایش لذت برد اما بنده ۸۰٪ چه خوبه که برگشتی را روی دور تند تماشا کردم تا زودتر از دستش راحت شوم!

تلفن همراه رئیس جمهور (علی عطشانی) : از بین کارهای آقای عطشانی ، " دموکراسی تو روز روشن " را خیلی دوست دارم چون به نظرم حرف درستی می زد و پیام درستی داشت حتی با اینکه بعضی از نکات در فیلم جای ایراد و سئوال داشت . اما از تلفن همراه رئیس جمهور خوشم نیامد . به نظرم پیام های فیلم ضد و نقیض هستند و کارگردان حتی نمی دانسته که خودش می خواهد به چه هدف و پیامی برسد؟ آیا اینکه مردم مرتب در تلاش هستند تا حرف ها و خواسته هایشان را به گوش رئیس جمهور برسانند خوب است یا بد؟ آیا رئیس جمهوری که وقت می گذارد و تلفنی با کاراکتر اصلی فیلم تماس می گیرد نمی تواند زودتر برای انتقال یک خط تلفن همراه اقدام کند که کار طرف به جنون نکشد؟ آیا وقتی یک آدم خیر برای کمک به یک انسان نیازمند می خواهد قدمی بردارد همه در جامعه جلوی پیایش سنگ می اندازند؟ از جوان های جاهل گرفته تا پا به سن گذاشته های مذهبی و ظاهراً متدین . آیا اصلاً طبق قانون اینکه خودت را بجای شخص دیگری (آن هم رئیس جمهور مملکت) جا بزنی جرم نیست که آنقدر تکرار می شود تا به جنون می رسد و ... فیلم مشکلات فراوانی دارد و در بیان حرفش ناکام است . تنها نکته مثبت فیلم بازی های خوب آقای مهدی هاشمی و خانم بهناز جعفری می باشد .

خودزنی (احمد کاوری) : آقا اصلاً این هالیوودی ها برای چی خودشان را اینقدر به زحمت می اندازند؟ خودمان فیلم های ضد حکومتی و ضد ارزشی می سازیم ماه!!!!!! نمونه اش همین فیلم خودزنی ؛ داستان مرد جوانی که از بچگی دنبال دردسر بوده و حزب اللهی های خشک و بد اخلاق هم نتوانسته اند آدمش کنند! مذهب برای این شخص فقط در یک پیرمرد عابد خلاصه می شود که برای مرد مثل سنگ صبور است و در آخر معلوم می شود مدتهاست مرده! در جامعه همه کسانی که می شناسد خلافکاراند و به دنبال سو استفاده از او و تنها کسی به او پناه می دهد همسر اولش است که در خلاف بودن دست کمی از خودش ندارد! وارد بازی سیاسی ای شده که برایش آخر و عاقبتی جز مرگ ندارد و در این بازی سیاسی یک سیاستمدار ظاهراً مردمی و مذهبی موجه که برای خودش تشکیلات خلافکاری بزرگی دارد برنده است و ارتقا پیدا خواهد کرد و ... . فیلم جز سیاه نمایی حرف دیگری برای گفتن ندارد ، منطقش این است که انقلاب و اخلاق انقلابی مرده و حالا جامعه ایران در منجلاب فساد و خلاف دست و پا می زند! فیلم تا اینجا مستحق عنوان " کلاغ شیشه ای بدترین دید اجتماعی سال" است!
![]()
bamn ، همه جا bamn است!